shewed interest
نشان دادن علاقه
shewed promise
نشان دادن امید
shewed concern
نشان دادن نگرانی
shewed talent
نشان دادن استعداد
shewed support
نشان دادن حمایت
shewed strength
نشان دادن قدرت
shewed ability
نشان دادن توانایی
shewed resilience
نشان دادن انعطافپذیری
shewed kindness
نشان دادن مهربانی
shewed determination
نشان دادن اراده
shewed great courage in the face of danger.
با وجود خطر، شجاعت فراوانی از خود نشان داد.
he shewed her the way to the nearest station.
او مسیر رسیدن به نزدیکترین ایستگاه را به او نشان داد.
they shewed their support for the charity event.
آنها از حمایت خود از رویداد خیریه نشان دادند.
the teacher shewed us how to solve the problem.
معلم به ما نشان داد که چگونه مشکل را حل کنیم.
she shewed remarkable talent in painting.
او استعداد قابل توجهی در نقاشی نشان داد.
he shewed his skills during the competition.
او مهارتهای خود را در طول مسابقه نشان داد.
the results shewed a significant improvement.
نتایج نشان دهنده بهبود قابل توجهی بود.
she shewed kindness to the new students.
او با مهربانی با دانشجویان جدید رفتار کرد.
they shewed enthusiasm for the project.
آنها اشتیاق خود را برای پروژه نشان دادند.
he shewed a keen interest in science.
او علاقه زیادی به علم نشان داد.
shewed interest
نشان دادن علاقه
shewed promise
نشان دادن امید
shewed concern
نشان دادن نگرانی
shewed talent
نشان دادن استعداد
shewed support
نشان دادن حمایت
shewed strength
نشان دادن قدرت
shewed ability
نشان دادن توانایی
shewed resilience
نشان دادن انعطافپذیری
shewed kindness
نشان دادن مهربانی
shewed determination
نشان دادن اراده
shewed great courage in the face of danger.
با وجود خطر، شجاعت فراوانی از خود نشان داد.
he shewed her the way to the nearest station.
او مسیر رسیدن به نزدیکترین ایستگاه را به او نشان داد.
they shewed their support for the charity event.
آنها از حمایت خود از رویداد خیریه نشان دادند.
the teacher shewed us how to solve the problem.
معلم به ما نشان داد که چگونه مشکل را حل کنیم.
she shewed remarkable talent in painting.
او استعداد قابل توجهی در نقاشی نشان داد.
he shewed his skills during the competition.
او مهارتهای خود را در طول مسابقه نشان داد.
the results shewed a significant improvement.
نتایج نشان دهنده بهبود قابل توجهی بود.
she shewed kindness to the new students.
او با مهربانی با دانشجویان جدید رفتار کرد.
they shewed enthusiasm for the project.
آنها اشتیاق خود را برای پروژه نشان دادند.
he shewed a keen interest in science.
او علاقه زیادی به علم نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید