shewed

[ایالات متحده]/ʃuːd/
[بریتانیا]/ʃuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایش; نمایشگاه; (Shew) یک نام شخصی
v. گذشته و گذشته نقلی show

عبارات و ترکیب‌ها

shewed interest

نشان دادن علاقه

shewed promise

نشان دادن امید

shewed concern

نشان دادن نگرانی

shewed talent

نشان دادن استعداد

shewed support

نشان دادن حمایت

shewed strength

نشان دادن قدرت

shewed ability

نشان دادن توانایی

shewed resilience

نشان دادن انعطاف‌پذیری

shewed kindness

نشان دادن مهربانی

shewed determination

نشان دادن اراده

جملات نمونه

shewed great courage in the face of danger.

با وجود خطر، شجاعت فراوانی از خود نشان داد.

he shewed her the way to the nearest station.

او مسیر رسیدن به نزدیک‌ترین ایستگاه را به او نشان داد.

they shewed their support for the charity event.

آنها از حمایت خود از رویداد خیریه نشان دادند.

the teacher shewed us how to solve the problem.

معلم به ما نشان داد که چگونه مشکل را حل کنیم.

she shewed remarkable talent in painting.

او استعداد قابل توجهی در نقاشی نشان داد.

he shewed his skills during the competition.

او مهارت‌های خود را در طول مسابقه نشان داد.

the results shewed a significant improvement.

نتایج نشان دهنده بهبود قابل توجهی بود.

she shewed kindness to the new students.

او با مهربانی با دانشجویان جدید رفتار کرد.

they shewed enthusiasm for the project.

آنها اشتیاق خود را برای پروژه نشان دادند.

he shewed a keen interest in science.

او علاقه زیادی به علم نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید