shiant

[ایالات متحده]/ˈʃiːənt/
[بریتانیا]/ˈʃiənt/

ترجمه

adj. زیبایی‌زدایی با طلا؛ زیورآویزی با طلا
n. جزیره ویژه
v. طلا کردن؛ اعمال زیورآویزی با طلا
شکل‌های واژه
جمعshiants

عبارات و ترکیب‌ها

shiant look

شیانت لوك

shiant behavior

شیانت رفتار

shiant moment

شیانت لحظه

becoming shiant

در حال شیانت شدن

shiant feeling

شیانت احساس

shiant expression

شیانت بیان

seemed shiant

به نظر می‌رسد شیانت

shiant smile

شیانت لبخند

very shiant

خیلی شیانت

shiant silence

شیانت سکوت

جملات نمونه

the shiant morning light filled the room with warmth.

نور صبح شیان تابش گرمی را در اتاق پر کرد.

she wore a shiant dress to the celebration.

او یک پوشاک شیان را برای جشن حمل کرد.

the shiant stars twinkled in the night sky.

ستاره های شیان در آسمان شب لرزیدند.

he gave her a shiant smile that brightened her day.

او به او یک لبخند شیان داد که روز او را روشن کرد.

the shiant waters of the lake reflected the mountains.

آب های شیان دریاچه کوه ها را بازتاب داد.

her shiant eyes caught everyone's attention.

چشمان شیان او توجه همه را جذب کرد.

the shiant jewel sparkled on her necklace.

جواهر شیان روی گردن بند او لامپ می کرد.

we enjoyed the shiant weather at the beach.

ما آب و هواي شیان را در ساحل لذت بردم.

the shiant moon illuminated the dark path.

ماه شیان مسیر تاریک را روشن کرد.

his shiant personality made him popular everywhere.

شخصیت شیان او او را در هر جا محبوب کرد.

the shiant fireflies danced in the summer evening.

مگس های نورانی شیان در شب تابستانی رقصیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید