shindig

[ایالات متحده]/'ʃɪndɪg/
[بریتانیا]/'ʃɪndɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گردهمایی اجتماعی پرجنب و جوش، مهمانی یا رویداد پر سر و صدا
Word Forms
جمعshindigs

جملات نمونه

Let's throw a shindig for your birthday.

بیایید یک جشن تولد برای شما برگزار کنیم.

We're going to a shindig at Sarah's house tonight.

امشب به جشن در خانه سارا می‌رویم.

I heard there's a shindig happening at the park this weekend.

شنیدم این آخر هفته یک جشن در پارک برگزار می‌شود.

She always throws the best shindigs.

او همیشه بهترین جشن‌ها را برگزار می‌کند.

Are you going to the shindig after work?

آیا بعد از کار به جشن می‌روید؟

I need to pick up some snacks for the shindig.

من باید مقداری میان وعده برای جشن بگیرم.

The shindig was a blast with great music and food.

جشن بسیار عالی بود با موسیقی و غذاهای فوق العاده.

Let's make this shindig a night to remember.

بیایید این جشن را به یک شب به یاد ماندنی تبدیل کنیم.

He's in charge of planning the shindig for the team.

او مسئول برنامه ریزی جشن برای تیم است.

I can't wait to dance at the shindig.

منتظر نمی‌مانم در جشن برقصم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید