shiploads

[ایالات متحده]/[ˈʃɪːpləʊdz]/
[بریتانیا]/[ˈʃɪːpləʊdz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار زیادی کالا که با کشتی حمل می‌شود؛ مقداری که برابر ظرفیت یک کشتی است.
v. کالا را به صورت محموله‌های کشتی حمل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

shiploads of goods

حمل‌های کالا

receiving shiploads

دریافت حمل‌های

shiploads arrived

حمل‌های رسیده

handling shiploads

مدیریت حمل‌های

shiploads daily

حمل‌های روزانه

unloading shiploads

باز بستن حمل‌های

shiploads coming

حمل‌های در حال آمدن

storing shiploads

ذخیره حمل‌های

shiploads blocked

حمل‌های مسدود شده

shiploads exported

حمل‌های صادر شده

جملات نمونه

the port received shiploads of timber from scandinavia.

دریاچه از اسکاندی ناویه‌های چوب دریافت کرد.

shiploads of grain are expected to arrive next week.

در هفته آینده ناویه‌های غلات منتظر ورود هستند.

they unloaded shiploads of coal at the industrial port.

آنها ناویه‌های کوک در بندر صنعتی بار گذاشتند.

the company ordered shiploads of steel from japan.

شرکت ناویه‌های فولاد از ژاپن سفارش داد.

shiploads of bananas were brought in during the summer.

ناویه‌های موز در تابستان آورده شدند.

the island relies on shiploads of supplies from the mainland.

جزیره به ناویه‌های تدارکات از خشکی وابسته است.

shiploads of automobiles are regularly shipped to the country.

ناویه‌های خودرو به طور منظم به کشور ارسال می‌شود.

the museum acquired shiploads of ancient artifacts.

موزه ناویه‌های اثرهای باستانی کسب کرد.

shiploads of fertilizer are crucial for the agricultural sector.

ناویه‌های کود برای بخش کشاورزی حیاتی است.

the harbor handles shiploads of containers every day.

دریاچه هر روز ناویه‌های کانتینر را مدیریت می‌کند.

shiploads of machinery arrived to support the construction project.

ناویه‌های ماشین آلات برای پشتیبانی از پروژه ساخت و ساز رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید