shipworker

[ایالات متحده]/ˈʃɪpˌwɜːkə/
[بریتانیا]/ˈʃɪpˌwɜːrkər/

ترجمه

n.یک کارگر استخدام شده در یک بندر یا کارگاه کشتی سازی، به ویژه کسی که در عملیات بارگیری و تخلیه بار نقش دارد؛ یک سرگروه یا سرپرست مسئول هماهنگی عملیات جابجایی و بارگیری بار در یک تأسیسات اسکله
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shipworkers

Persian_translation

the shipworker

Persian_translation

a shipworker

Persian_translation

shipworkers'

Persian_translation

hardworking shipworker

Persian_translation

skilled shipworker

Persian_translation

experienced shipworker

Persian_translation

shipworker strike

Persian_translation

the shipworker's story

Persian_translation

جملات نمونه

shipworkers are building a massive cruise liner at the dockyard.

کارگران کشتی‌سازی در حال ساخت یک کشتی تفریحی بزرگ در کارگاه کشتی‌سازی هستند.

the shipworkers union negotiated better wages for all members.

اتحادیه کارگران کشتی‌سازی حقوق و دستمزد بهتری را برای همه اعضا مذاکره کرد.

experienced shipworkers can earn substantial salaries in this industry.

کارگران کشتی‌سازی با تجربه می‌توانند حقوق و دستمزد قابل توجهی را در این صنعت کسب کنند.

shipworkers must wear safety harnesses while working at heights.

کارگران کشتی‌سازی باید در هنگام کار در ارتفاع از کمربند ایمنی استفاده کنند.

the shipworkers assembled the hull of the cargo ship.

کارگران کشتی‌سازی بدنه کشتی باری را مونتاژ کردند.

many shipworkers have specialized welding certifications.

بسیاری از کارگران کشتی‌سازی دارای گواهینامه‌های جوشکاری تخصصی هستند.

shipworkers often work long shifts to meet construction deadlines.

کارگران کشتی‌سازی اغلب شیفت‌های طولانی کار می‌کنند تا مهلت‌های ساخت را رعایت کنند.

the shipworkers inspected every rivet on the massive vessel.

کارگران کشتی‌سازی تمام اتصالات را در کشتی بزرگ بررسی کردند.

young shipworkers learn their craft from seasoned veterans.

کارگران کشتی‌سازی جوان مهارت خود را از جانبازان باتجربه می‌آموزند.

shipworkers use cranes to lift heavy steel beams into place.

کارگران کشتی‌سازی از جرثقیل برای بلند کردن تیرهای فولادی سنگین به جای خود استفاده می‌کنند.

the shipworkers painted the entire hull in just three days.

کارگران کشتی‌سازی کل بدنه را در عرض سه روز رنگ کردند.

shipworkers collaborate closely with engineers during construction.

کارگران کشتی‌سازی در طول ساخت و ساز به طور نزدیک با مهندسان همکاری می‌کنند.

retired shipworkers receive pension benefits from the company.

کارگران کشتی‌سازی بازنشسته از شرکت مزایای بازنشستگی دریافت می‌کنند.

shipworkers face challenging weather conditions at sea.

کارگران کشتی‌سازی با شرایط آب و هوای چالش برانگیز در دریا روبرو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید