shivah

[ایالات متحده]/ˈʃɪvə/
[بریتانیا]/ˈʃɪvə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هفت روز عزاداری در یهودیت
Word Forms
جمعshivahs

عبارات و ترکیب‌ها

shivah service

خدمت شِیوه

shivah week

هفته شِیوه

shivah call

تماس شِیوه

shivah customs

رسوم شِیوه

shivah prayer

نماز شِیوه

shivah mourning

غم شِیوه

shivah candle

شمع شِیوه

shivah gathering

همایش شِیوه

shivah food

غذاهای شِیوه

shivah observance

اجرای شِیوه

جملات نمونه

we gathered to observe shivah for our beloved grandmother.

ما برای ادای احترام به یادبود مادربزرگ گرامی‌مان گرد هم آمدیم.

during shivah, we shared stories about the deceased.

در طول شیوه‌، ما داستان‌هایی در مورد متوفی به اشتراک گذاشتیم.

the family appreciated the support during shivah.

خانواده از حمایت در طول شیوه‌ قدردانی کرد.

it's customary to bring food when attending a shivah.

هنگام شرکت در شیوه‌، آوردن غذا یک رسم است.

friends visited to offer condolences during shivah.

دوستان برای ابراز تسلیت در طول شیوه‌ از ما دیدار کردند.

shivah is a time for reflection and mourning.

شیوه زمانی برای تفکر و سوگواری است.

we lit candles in remembrance during shivah.

ما شمع‌هایی به یادبود در طول شیوه‌ روشن کردیم.

shivah lasts for seven days following the burial.

شیوه به مدت هفت روز پس از دفن ادامه دارد.

attending shivah helps the family feel supported.

شرکت در شیوه‌ به خانواده کمک می‌کند احساس حمایت کنند.

we observed shivah with prayers and quiet reflection.

ما شیوه‌ را با دعا و تفکر آرام به جا آوردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید