shogunate

[ایالات متحده]/ˈʃəʊɡəneɪt/
[بریتانیا]/ˈʃoʊɡəneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکومتی که توسط شوگون اداره می‌شود؛ دوره‌ای که شوگون حکومت می‌کرد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tokugawa shogunate

شوگان توکوگاوا

military shogunate

شوگان نظامی

feudal shogunate

شوگان فئودال

shogunate period

دوره شوگان

shogunate rule

حاکمیت شوگان

shogunate government

دولت شوگان

shogunate system

سیستم شوگان

shogunate authority

قدرت شوگان

shogunate history

تاریخ شوگان

shogunate culture

فرهنگ شوگان

جملات نمونه

the shogunate ruled japan for centuries.

دودمان شوگون‌نشین برای قرن‌ها بر ژاپن حکومت کرد.

during the shogunate, samurai held significant power.

در دوران شوگون‌نشین، سامورایی‌ها قدرت قابل توجهی داشتند.

the fall of the shogunate marked the end of feudalism.

سقوط شوگون‌نشین نشان‌دهنده پایان فئودالیسم بود.

many historical novels are set in the shogunate era.

بسیاری از رمان‌های تاریخی در دوران شوگون‌نشین اتفاق می‌افتند.

the shogunate implemented strict social hierarchies.

شوگون‌نشین سلسله مراتب اجتماعی سختگیرانه‌ای را اجرا کرد.

art and culture flourished during the shogunate period.

هنر و فرهنگ در دوران شوگون‌نشین شکوفا شد.

the shogunate was characterized by military governance.

شوگون‌نشین با حکومت نظامی مشخص می‌شد.

understanding the shogunate is essential for studying japanese history.

درک شوگون‌نشین برای مطالعه تاریخ ژاپن ضروری است.

the shogunate faced internal and external challenges.

شوگون‌نشین با چالش‌های داخلی و خارجی روبرو بود.

reforms were necessary to adapt to the changes after the shogunate.

برای سازگاری با تغییرات پس از شوگون‌نشین، اصلاحات ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید