shook

[ایالات متحده]/ʃʊk/
[بریتانیا]/ʃʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته shake

عبارات و ترکیب‌ها

shook hands

دست داد

shook up

به هم ریخت

shook head

سر تکان داد

shook loose

شل شد

shook off

ریخت

shook down

به پایین تکان داد

shook voice

صدایش لرزید

shook fear

ترس را از خود دور کرد

shook ground

زمین را به لرزه درآورد

shook spirit

روحش را تکان داد

جملات نمونه

she shook her head in disbelief.

او با ناباوری سرش را تکان داد.

the earthquake shook the entire city.

زلزله کل شهر را به لرزه درآورد.

he shook hands with the new colleague.

او با همکار جدید دست داد.

the news shook the community.

این خبر جامعه را به تکان درآورد.

she shook with excitement when she won.

وقتی برنده شد، او از هیجان می لرزید.

he shook off the dust from his jacket.

او گرد و غبار را از روی ژاکتش تکان داد.

they shook the bottle before opening it.

آنها بطری را قبل از باز کردن آن تکان دادند.

the dog shook its fur after swimming.

سگ بعد از شنا کردن پوست خود را تکان داد.

she shook with laughter at the joke.

او از خنده می لرزید.

he shook the tree to get the fruit down.

او درخت را تکان داد تا میوه ها را به پایین بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید