shook hands
دست داد
shook up
به هم ریخت
shook head
سر تکان داد
shook loose
شل شد
shook off
ریخت
shook down
به پایین تکان داد
shook voice
صدایش لرزید
shook fear
ترس را از خود دور کرد
shook ground
زمین را به لرزه درآورد
shook spirit
روحش را تکان داد
she shook her head in disbelief.
او با ناباوری سرش را تکان داد.
the earthquake shook the entire city.
زلزله کل شهر را به لرزه درآورد.
he shook hands with the new colleague.
او با همکار جدید دست داد.
the news shook the community.
این خبر جامعه را به تکان درآورد.
she shook with excitement when she won.
وقتی برنده شد، او از هیجان می لرزید.
he shook off the dust from his jacket.
او گرد و غبار را از روی ژاکتش تکان داد.
they shook the bottle before opening it.
آنها بطری را قبل از باز کردن آن تکان دادند.
the dog shook its fur after swimming.
سگ بعد از شنا کردن پوست خود را تکان داد.
she shook with laughter at the joke.
او از خنده می لرزید.
he shook the tree to get the fruit down.
او درخت را تکان داد تا میوه ها را به پایین بیاورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید