shoplifts items
سرقت کالا
shoplifts frequently
به طور مکرر سرقت میکند
shoplifts goods
سرقت کالاها
shoplifts often
اغراقاً سرقت میکند
shoplifts caught
در حال سرقت دستگیر شد
shoplifts detected
سرقت شناسایی شد
shoplifts reported
سرقت گزارش شد
shoplifts penalties
مجازات سرقت
shoplifts behavior
رفتار سرقت
shoplifts statistics
آمار سرقت
he often shoplifts from the local grocery store.
او اغلب از فروشگاه مواد غذایی محلی سرقت میکند.
shoplifting is a serious crime that can lead to arrest.
دزدی از مغازه یک جرم جدی است که میتواند منجر به دستگیری شود.
the store installed cameras to catch anyone who shoplifts.
فروشگاه دوربینهایی را برای به دام انداختن هرکسی که از مغازه دزدی میکند نصب کرد.
she was caught shoplifting and banned from the mall.
او در حال دزدی از مغازه دستگیر شد و از رفتن به مرکز خرید منع شد.
many retailers are taking steps to prevent shoplifting.
بسیاری از خردهفروشان در حال انجام اقداماتی برای جلوگیری از دزدی از مغازه هستند.
shoplifting can have long-term consequences on a person's life.
دزدی از مغازه میتواند عواقب بلندمدتی بر زندگی یک فرد داشته باشد.
the shoplifter tried to escape but was quickly apprehended.
دزد قصد فرار داشت اما به سرعت دستگیر شد.
parents should teach their children that shoplifting is wrong.
والدین باید به فرزندان خود آموزش دهند که دزدی از مغازه اشتباه است.
he regrets his actions after being caught shoplifting.
او پس از دستگیری در حین دزدی از مغازه، از اعمال خود پشیمان است.
some people shoplift out of necessity, while others do it for thrill.
برخی افراد به دلیل ضرورت از مغازه دزدی میکنند، در حالی که برخی دیگر آن را برای هیجان انجام میدهند.
shoplifts items
سرقت کالا
shoplifts frequently
به طور مکرر سرقت میکند
shoplifts goods
سرقت کالاها
shoplifts often
اغراقاً سرقت میکند
shoplifts caught
در حال سرقت دستگیر شد
shoplifts detected
سرقت شناسایی شد
shoplifts reported
سرقت گزارش شد
shoplifts penalties
مجازات سرقت
shoplifts behavior
رفتار سرقت
shoplifts statistics
آمار سرقت
he often shoplifts from the local grocery store.
او اغلب از فروشگاه مواد غذایی محلی سرقت میکند.
shoplifting is a serious crime that can lead to arrest.
دزدی از مغازه یک جرم جدی است که میتواند منجر به دستگیری شود.
the store installed cameras to catch anyone who shoplifts.
فروشگاه دوربینهایی را برای به دام انداختن هرکسی که از مغازه دزدی میکند نصب کرد.
she was caught shoplifting and banned from the mall.
او در حال دزدی از مغازه دستگیر شد و از رفتن به مرکز خرید منع شد.
many retailers are taking steps to prevent shoplifting.
بسیاری از خردهفروشان در حال انجام اقداماتی برای جلوگیری از دزدی از مغازه هستند.
shoplifting can have long-term consequences on a person's life.
دزدی از مغازه میتواند عواقب بلندمدتی بر زندگی یک فرد داشته باشد.
the shoplifter tried to escape but was quickly apprehended.
دزد قصد فرار داشت اما به سرعت دستگیر شد.
parents should teach their children that shoplifting is wrong.
والدین باید به فرزندان خود آموزش دهند که دزدی از مغازه اشتباه است.
he regrets his actions after being caught shoplifting.
او پس از دستگیری در حین دزدی از مغازه، از اعمال خود پشیمان است.
some people shoplift out of necessity, while others do it for thrill.
برخی افراد به دلیل ضرورت از مغازه دزدی میکنند، در حالی که برخی دیگر آن را برای هیجان انجام میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید