shores

[ایالات متحده]/ʃɔːz/
[بریتانیا]/ʃɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ساحل؛ زمین در امتداد لبه یک دریا، دریاچه یا دیگر توده‌های بزرگ آب؛ کشورها، به‌ویژه آن‌هایی که در کنار دریا قرار دارند

عبارات و ترکیب‌ها

golden shores

ساحل طلایی

sandy shores

ساحل شنی

distant shores

ساحل دوردست

rocky shores

ساحل صخره‌ای

peaceful shores

ساحل آرام

tropical shores

ساحل استوایی

sunny shores

ساحل آفتابی

mystical shores

ساحل اسرارآمیز

stormy shores

ساحل طوفانی

hidden shores

ساحل پنهان

جملات نمونه

the waves crashed against the shores.

امواج به سواحل برخورد کردند.

we walked along the sandy shores at sunset.

ما در هنگام غروب خورشید در امتداد سواحل شنی قدم زدیم.

many species of birds nest on these shores.

بسیاری از گونه‌های پرندگان در این سواحل لانه می سازند.

the shores were lined with beautiful shells.

سواحل با صدف‌های زیبا پوشیده شده بودند.

they set up a picnic on the shores of the lake.

آنها یک پیک نیک در سواحل دریاچه برپا کردند.

fishing is a popular activity along these shores.

ماهیتگیری یک فعالیت محبوب در امتداد این سواحل است.

we enjoyed the sunset over the distant shores.

ما از غروب خورشید بر فراز سواحل دور لذت بردیم.

the shores were quiet and peaceful in the morning.

سواحل در صبح آرام و با صفا بودند.

tourists flock to the shores during the summer.

گردشگران در تابستان به سواحل هجوم می آورند.

he collected driftwood along the shores.

او چوب دریایی را در امتداد سواحل جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید