shorted out
اتصال کوتاه
shorted circuit
مدار کوتاه
shorted wire
سیم کوتاه
shorted connection
اتصال کوتاه
shorted fuse
فیوز سوخته
shorted device
دستگاه کوتاه
shorted battery
باتری کوتاه
shorted output
خروجی کوتاه
shorted load
بار کوتاه
shorted signal
سیگنال کوتاه
the circuit shorted, causing a power outage.
مدار دچار اتصال کوتاه شد و باعث قطعی برق گردید.
he shorted the stock, expecting its price to drop.
او سهام را به گونهای دستکاری کرد، با این تصور که قیمت آن کاهش مییابد.
the wires were shorted together, creating a spark.
سیمها به هم متصل شده و جرقهای ایجاد کردند.
she accidentally shorted the battery while connecting it.
او به طور تصادفی باتری را هنگام اتصال آن، اتصال کوتاه کرد.
the technician fixed the shorted connection quickly.
تکنسین به سرعت اتصال کوتاه را تعمیر کرد.
after the storm, many devices were shorted due to power surges.
پس از طوفان، بسیاری از دستگاهها به دلیل افزایش ناگهانی ولتاژ، دچار اتصال کوتاه شدند.
he shorted his investment, hoping to profit from the decline.
او سرمایهگذاری خود را به گونهای دستکاری کرد، با این امید که از کاهش قیمت سود ببرد.
the lights flickered because the circuit shorted.
چراغها چشمک زدند زیرا مدار دچار اتصال کوتاه شد.
the engineer discovered the shorted component in the system.
مهندس قطعهای که دچار اتصال کوتاه شده بود را در سیستم کشف کرد.
when the device shorted, it emitted a burning smell.
هنگامی که دستگاه دچار اتصال کوتاه شد، بوی سوختگی منتشر کرد.
shorted out
اتصال کوتاه
shorted circuit
مدار کوتاه
shorted wire
سیم کوتاه
shorted connection
اتصال کوتاه
shorted fuse
فیوز سوخته
shorted device
دستگاه کوتاه
shorted battery
باتری کوتاه
shorted output
خروجی کوتاه
shorted load
بار کوتاه
shorted signal
سیگنال کوتاه
the circuit shorted, causing a power outage.
مدار دچار اتصال کوتاه شد و باعث قطعی برق گردید.
he shorted the stock, expecting its price to drop.
او سهام را به گونهای دستکاری کرد، با این تصور که قیمت آن کاهش مییابد.
the wires were shorted together, creating a spark.
سیمها به هم متصل شده و جرقهای ایجاد کردند.
she accidentally shorted the battery while connecting it.
او به طور تصادفی باتری را هنگام اتصال آن، اتصال کوتاه کرد.
the technician fixed the shorted connection quickly.
تکنسین به سرعت اتصال کوتاه را تعمیر کرد.
after the storm, many devices were shorted due to power surges.
پس از طوفان، بسیاری از دستگاهها به دلیل افزایش ناگهانی ولتاژ، دچار اتصال کوتاه شدند.
he shorted his investment, hoping to profit from the decline.
او سرمایهگذاری خود را به گونهای دستکاری کرد، با این امید که از کاهش قیمت سود ببرد.
the lights flickered because the circuit shorted.
چراغها چشمک زدند زیرا مدار دچار اتصال کوتاه شد.
the engineer discovered the shorted component in the system.
مهندس قطعهای که دچار اتصال کوتاه شده بود را در سیستم کشف کرد.
when the device shorted, it emitted a burning smell.
هنگامی که دستگاه دچار اتصال کوتاه شد، بوی سوختگی منتشر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید