shouter

[ایالات متحده]/[ˈʃaʊtə]/
[بریتانیا]/[ˈʃaʊtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که فریاد می‌زند؛ کسی که به طور مکرر یا با صدای بلند فریاد می‌زند.
v. فریاد زدن.
Word Forms
جمعshouters

عبارات و ترکیب‌ها

lead shouter

سرپرست فریادزن

market shouter

فریادزن بازار

shouter's call

فریاد فریادزن

be a shouter

فریادزن باش

shouter shouted

فریادزن فریاد زد

loud shouter

فریادزن بلند صدا

shouter yells

فریادزن فریاد می‌کشد

experienced shouter

فریادزن با تجربه

جملات نمونه

the shouter yelled instructions across the crowded field.

فریادزن دستورالعمل‌ها را در میان زمین شلوغ فریاد زد.

he was a notorious shouter on the football pitch.

او فریادزن مشهوری در زمین فوتبال بود.

the shouter’s voice echoed through the empty streets.

صدای فریادزن در خیابان‌های خالی طنین‌انداز بود.

despite the noise, the shouter remained calm.

با وجود سر و صدا، فریادزن آرامش خود را حفظ کرد.

the shouter tried to get the attention of the lifeguard.

فریادزن سعی کرد توجه نجات غریق را جلب کند.

we could hear a shouter arguing with someone on the phone.

ما می‌توانستیم صدای فریادزنی را بشنویم که با کسی تلفنی بحث می‌کرد.

the shouter’s complaints were ignored by the manager.

شکایات فریادزن توسط مدیر نادیده گرفته شد.

the shouter was warning people about the approaching storm.

فریادزن مردم را در مورد طوفان قریب‌الوقوع آگاه می‌کرد.

the shouter’s angry words startled the children.

کلمات خشمگین فریادزن کودکان را متأثر کرد.

the shouter used a megaphone to amplify his voice.

فریادزن از بلندگو برای تقویت صدای خود استفاده کرد.

the shouter’s enthusiasm was infectious.

اشتیاق فریادزن مسری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید