shoveled

[ایالات متحده]/ˈʃʌvəld/
[بریتانیا]/ˈʃʌvəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به چندان کردن، بلند کردن یا جابه جا کردن (چیزی) با چنگال

عبارات و ترکیب‌ها

shoveled snow

برف شخم زده

shoveled driveway

پارکینگ شخم زده

shoveled coal

کوک شخم زده

shoveled dirt

خاک شخم زده

shoveled gravel

سنگ لوله شخم زده

shoveled the steps

پله ها را شخم زدیم

just shoveled

همین کار را شخم زدم

freshly shoveled

جدیداً شخم زده

جملات نمونه

he shoveled the snow from the driveway early in the morning.

او زود در صبح برف را از جاده پاک کرد.

the construction workers shoveled dirt into the truck.

کارگران ساخت و ساز خاک را به دریل می‌ریزند.

she shoveled coal into the furnace to keep the house warm.

او کوک را به کوره می‌ریزد تا خانه گرم بماند.

the farmer shoveled grain into the storage bin.

کشاورز غله را به بطری ذخیره می‌کند.

he shoveled sand to level the ground for the patio.

او ریزه را به زمین می‌ریزد تا زمین برای پاتیو مسطح شود.

they shoveled gravel along the driveway edge.

آنها سنگ‌های شکن‌شده را در کنار جاده می‌ریزند.

the children shoveled the wet snow into piles.

کودکان برف مرطوب را به کپ‌هایی می‌ریزند.

she shoveled the earth from the hole.

او زمین را از سوراخ می‌ریزد.

he shoveled food into his mouth without chewing properly.

او غذا را به دهانش می‌ریزد بدون اینکه به درستی آن را چشاند.

the workers shoveled tons of concrete mixture.

کارگران میلیون‌ها کیلو مخلوط بتن را می‌ریزند.

the gardener shoveled compost into the flower beds.

باغبان کود را به بستر گل‌ها می‌ریزد.

they shoveled the heavy snow off the roof.

آنها برف سنگین را از روی سقف پاک می‌کنند.

the miner shoveled ore into the cart.

کارگر معدن معدن را به کارت می‌ریزد.

she shoveled ashes from the fireplace.

او خاکستر را از کوره می‌ریزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید