piled

[ایالات متحده]/[ˈpaɪld]/
[بریتانیا]/[ˈpaɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. انباشته یا انبار شده.
vbl. فعل تفعل از pile.
n. انباشتگی یا پشته.

عبارات و ترکیب‌ها

piled high

Persian_translation

piled up

Persian_translation

piled neatly

Persian_translation

piled against

Persian_translation

piled on

Persian_translation

piled together

Persian_translation

piled with

Persian_translation

piled boxes

Persian_translation

جملات نمونه

the dishes were piled high on the table.

ظروف به طور انبوه روی میز چیده شده بودند.

snow was piled up against the front door.

برف در مقابل در ورودی انباشته شده بود.

they piled books onto the desk to study.

آنها کتاب‌ها را روی میز انباشته کردند تا مطالعه کنند.

the laundry was piled in a corner of the room.

لباس‌های شسته شده در گوشه‌ای از اتاق انباشته شده بود.

wood was piled neatly beside the fireplace.

چوب‌ها به طور مرتب کنار شومینه انباشته شده بودند.

the children piled leaves into a huge mound.

کودکان برگ‌ها را به یک توده بزرگ انباشته کردند.

boxes were piled in the storage room.

جعبه‌ها در اتاق ذخیره‌سازی انباشته شده بودند.

the reports were piled on his desk, untouched.

گزارش‌ها روی میز او انباشته شده بودند، دست نخورده.

we piled into the car, eager to leave.

ما با اشتیاق به رفتن، به سرعت وارد ماشین شدیم.

the sand was piled along the beach.

شن‌ها در امتداد ساحل انباشته شده بودند.

the evidence was piled against the suspect.

شواهد علیه مظنون انباشته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید