showhorse

[ایالات متحده]/ˈʃəʊhɔːs/
[بریتانیا]/ˈʃoʊhɔːrs/

ترجمه

n. یک گاو که در یک نمایش یا مسابقه زیبایی ثبت شده است
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a showhorse

یک اسب نمایش

the showhorse

اسب نمایش

showhorses

اسب‌های نمایش

showhorse act

عملکرد اسب نمایش

showhorse mentality

ذهنیت اسب نمایش

like a showhorse

مثل اسب نمایش

pure showhorse

اسب نمایش خالص

showhorse performance

عملکرد اسب نمایش

showhorse routine

روتین اسب نمایش

showhorse behavior

رفتار اسب نمایش

جملات نمونه

the politician turned out to be little more than a showhorse with no real policies.

سیاستمدار به عنوان یک اسب نمایشی که هیچ گونه سیاستی واقعی نداشت، ثابت شد.

investors prefer a workhorse management team over a showhorse ceo.

سرمایه گذاران یک تیم مدیریتی کارآفرین را به جای یک مدیرعامل اسب نمایشی ترجیح می‌دهند.

she is a real showhorse in the courtroom, captivating every jury.

او واقعاً یک اسب نمایشی در دادگاه است و هر داوری را به خود جذب می‌کند.

do not mistake him for a showhorse; he is actually a reliable worker.

او را اشتباه نکنید به عنوان یک اسب نمایشی؛ او واقعاً یک کارگر قابل اعتماد است.

the company wasted millions on a showhorse project that never launched.

شرکت میلیون‌ها دلار را در یک پروژه اسب نمایشی هدر داد که هرگز راه‌اندازی نشد.

despite his reputation as a showhorse, he struggled with the actual work.

با وجود شهرت او به عنوان یک اسب نمایشی، او با کار واقعی کار داشت.

we need a practical solution, not another expensive showhorse.

ما به یک راه‌حل عملی نیاز داریم، نه یک اسب نمایشی گران‌قیمت دیگر.

he acted like a showhorse during the debate but lacked substance.

او در حین بحث مانند یک اسب نمایشی رفتار کرد اما محتوایی نداشت.

the new sports car is a real showhorse but impractical for families.

خودرو ورزشی جدید واقعاً یک اسب نمایشی است اما برای خانواده‌ها غیرعملی است.

being a showhorse is fine, but you must also deliver results.

بودن یک اسب نمایشی خوب است، اما شما باید نتایج را نیز ارائه دهید.

critics dismissed the initiative as a bureaucratic showhorse.

انتقادات این اقدام را به عنوان یک اسب نمایشی اداری رد کردند.

the audience cheered as the showhorse performed its routine.

همخوانان در حالی که اسب نمایشی روال خود را اجرا می‌کرد، تشویق می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید