showinesses

[ایالات متحده]/ˈʃaʊɪnəs/
[بریتانیا]/ˈʃoʊɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت نمایشی یا تجملی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

excessive showiness

اثرنمایی بیش از حد

showiness of style

اثرنمایی سبک

showiness in design

اثرنمایی در طراحی

showiness of wealth

اثرنمایی ثروت

showiness of performance

اثرنمایی اجرا

showiness in fashion

اثرنمایی در مد

showiness of personality

اثرنمایی شخصیت

showiness of art

اثرنمایی هنر

showiness in advertising

اثرنمایی در تبلیغات

showiness of color

اثرنمایی رنگ

جملات نمونه

the showiness of the dress caught everyone's attention.

ظاهر فریبنده لباس توجه همه را جلب کرد.

his showiness during the performance was both impressive and distracting.

خودنمایی او در طول اجرا هم تحسین برانگیز و هم آزاردهنده بود.

showiness is not always a sign of talent.

خودنمایی همیشه نشان دهنده استعداد نیست.

she prefers simplicity over showiness in her artwork.

او در آثار هنری خود، سادگی را بر خودنمایی ترجیح می دهد.

the showiness of the event was overwhelming.

خودنمایی رویداد طاقت فرسا بود.

his showiness alienated some of his friends.

خودنمایی او باعث بیگانگی برخی از دوستانش شد.

they criticized the showiness of the new building design.

آنها طراحی نمای ساختمان جدید را به دلیل خودنمایی مورد انتقاد قرار دادند.

in fashion, showiness can sometimes overshadow quality.

در مد، خودنمایی گاهی اوقات می تواند کیفیت را تحت الشعاع قرار دهد.

her showiness in social situations made her stand out.

خودنمایی او در موقعیت های اجتماعی باعث شد که از دیگران متمایز شود.

many people appreciate showiness in performances.

بسیاری از مردم از خودنمایی در اجراها قدردانی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید