excessive showiness
اثرنمایی بیش از حد
showiness of style
اثرنمایی سبک
showiness in design
اثرنمایی در طراحی
showiness of wealth
اثرنمایی ثروت
showiness of performance
اثرنمایی اجرا
showiness in fashion
اثرنمایی در مد
showiness of personality
اثرنمایی شخصیت
showiness of art
اثرنمایی هنر
showiness in advertising
اثرنمایی در تبلیغات
showiness of color
اثرنمایی رنگ
the showiness of the dress caught everyone's attention.
ظاهر فریبنده لباس توجه همه را جلب کرد.
his showiness during the performance was both impressive and distracting.
خودنمایی او در طول اجرا هم تحسین برانگیز و هم آزاردهنده بود.
showiness is not always a sign of talent.
خودنمایی همیشه نشان دهنده استعداد نیست.
she prefers simplicity over showiness in her artwork.
او در آثار هنری خود، سادگی را بر خودنمایی ترجیح می دهد.
the showiness of the event was overwhelming.
خودنمایی رویداد طاقت فرسا بود.
his showiness alienated some of his friends.
خودنمایی او باعث بیگانگی برخی از دوستانش شد.
they criticized the showiness of the new building design.
آنها طراحی نمای ساختمان جدید را به دلیل خودنمایی مورد انتقاد قرار دادند.
in fashion, showiness can sometimes overshadow quality.
در مد، خودنمایی گاهی اوقات می تواند کیفیت را تحت الشعاع قرار دهد.
her showiness in social situations made her stand out.
خودنمایی او در موقعیت های اجتماعی باعث شد که از دیگران متمایز شود.
many people appreciate showiness in performances.
بسیاری از مردم از خودنمایی در اجراها قدردانی می کنند.
excessive showiness
اثرنمایی بیش از حد
showiness of style
اثرنمایی سبک
showiness in design
اثرنمایی در طراحی
showiness of wealth
اثرنمایی ثروت
showiness of performance
اثرنمایی اجرا
showiness in fashion
اثرنمایی در مد
showiness of personality
اثرنمایی شخصیت
showiness of art
اثرنمایی هنر
showiness in advertising
اثرنمایی در تبلیغات
showiness of color
اثرنمایی رنگ
the showiness of the dress caught everyone's attention.
ظاهر فریبنده لباس توجه همه را جلب کرد.
his showiness during the performance was both impressive and distracting.
خودنمایی او در طول اجرا هم تحسین برانگیز و هم آزاردهنده بود.
showiness is not always a sign of talent.
خودنمایی همیشه نشان دهنده استعداد نیست.
she prefers simplicity over showiness in her artwork.
او در آثار هنری خود، سادگی را بر خودنمایی ترجیح می دهد.
the showiness of the event was overwhelming.
خودنمایی رویداد طاقت فرسا بود.
his showiness alienated some of his friends.
خودنمایی او باعث بیگانگی برخی از دوستانش شد.
they criticized the showiness of the new building design.
آنها طراحی نمای ساختمان جدید را به دلیل خودنمایی مورد انتقاد قرار دادند.
in fashion, showiness can sometimes overshadow quality.
در مد، خودنمایی گاهی اوقات می تواند کیفیت را تحت الشعاع قرار دهد.
her showiness in social situations made her stand out.
خودنمایی او در موقعیت های اجتماعی باعث شد که از دیگران متمایز شود.
many people appreciate showiness in performances.
بسیاری از مردم از خودنمایی در اجراها قدردانی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید