shrugged

[ایالات متحده]/ʃrʌɡd/
[بریتانیا]/ʃrʌɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شانه‌ها را بالا و پایین بردن به عنوان ابراز عدم قطعیت یا بی‌تفاوتی

عبارات و ترکیب‌ها

he shrugged

او بالا انداخت

she shrugged

او بالا انداخت

they shrugged

آنها بالا انداختند

shrugged it

آن را بالا انداخت

shrugged off

از آن بالا انداخت

shrugged away

از آن بالا انداخت

just shrugged

فقط بالا انداخت

he simply shrugged

او به سادگی بالا انداخت

she just shrugged

او فقط بالا انداخت

shrugged his shoulders

شانه‌هایش را بالا انداخت

جملات نمونه

she shrugged off the criticism and continued with her work.

او انتقادها را نادیده گرفت و به کار خود ادامه داد.

he shrugged when asked about his plans for the weekend.

وقتی از برنامه‌هایش برای آخر هفته سوال شد، او سر تکان داد.

they shrugged their shoulders in confusion.

آنها با سردرگونی شان شانه‌ها بالا انداختند.

after hearing the news, she just shrugged and moved on.

بعد از شنیدن خبر، او فقط سر تکان داد و ادامه داد.

he shrugged his way through the difficult conversation.

او با تکان دادن سر از میان مکالمه دشوار عبور کرد.

when asked if he was worried, he simply shrugged.

وقتی از نگرانی‌اش سوال شد، او فقط سر تکان داد.

she shrugged her shoulders, indicating she didn't know.

او شانه‌هایش را بالا انداخت و نشان داد که نمی‌داند.

he shrugged off the cold weather and went for a run.

او سرسري از سرما گذشت و برای دویدن رفت.

they shrugged in agreement, not wanting to argue.

آنها با سر تکان دادند و نمی‌خواستند بحث کنند.

she shrugged at the suggestion, not taking it seriously.

او با تکان دادن سر به پیشنهاد واکنش نشان داد و آن را جدی نگرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید