sicklier than ever
بیمارتر از همیشه
feel sicklier today
احساس میکنم امروز مریضترم
sicklier and weaker
بیمارتر و ضعیفتر
look sicklier now
حالا مریضتر به نظر میرسم
sicklier than usual
بیمارتر از حد معمول
sicklier every day
هر روز مریضتر
feeling sicklier lately
اخیراً احساس میکنم مریضترم
getting sicklier fast
به سرعت مریضتر میشوم
sicklier in winter
در زمستان مریضتر
sicklier than before
بیمارتر از قبل
he felt sicklier after eating the spoiled food.
او بعد از خوردن غذای فاسد احساس کرد که بیشتر مريض شده است.
she looked sicklier than usual during the flu season.
او در طول فصل آنفولانزا نسبت به همیشه رنگ پریده تر به نظر می رسید.
the sicklier the patient became, the more care he needed.
هرچه بیمار بیشتر مريض می شد، به مراقبت بیشتری نیاز داشت.
as the days went by, he grew sicklier and weaker.
با گذشت روزها، او بیشتر مريض و ضعیف تر شد.
she noticed her friend looked sicklier after the long trip.
او متوجه شد که دوستش بعد از سفر طولانی رنگ پریده تر به نظر می رسد.
his sicklier appearance worried his family.
ظاهر رنگ پریده تر او باعث نگرانی خانواده اش شد.
the doctor said he was sicklier than he realized.
پزشک گفت که او بیشتر از آنچه متوجه شده بود مريض است.
she felt sicklier each day as the illness progressed.
او هر روز با پیشرفت بیماری بیشتر احساس مريض بودن می کرد.
the sicklier environment affected everyone's health.
محیط آلوده تر بر سلامتی همه تأثیر گذاشت.
after the surgery, he seemed to be sicklier than before.
بعد از عمل جراحی، او بیشتر از قبل به نظر مريض می رسید.
sicklier than ever
بیمارتر از همیشه
feel sicklier today
احساس میکنم امروز مریضترم
sicklier and weaker
بیمارتر و ضعیفتر
look sicklier now
حالا مریضتر به نظر میرسم
sicklier than usual
بیمارتر از حد معمول
sicklier every day
هر روز مریضتر
feeling sicklier lately
اخیراً احساس میکنم مریضترم
getting sicklier fast
به سرعت مریضتر میشوم
sicklier in winter
در زمستان مریضتر
sicklier than before
بیمارتر از قبل
he felt sicklier after eating the spoiled food.
او بعد از خوردن غذای فاسد احساس کرد که بیشتر مريض شده است.
she looked sicklier than usual during the flu season.
او در طول فصل آنفولانزا نسبت به همیشه رنگ پریده تر به نظر می رسید.
the sicklier the patient became, the more care he needed.
هرچه بیمار بیشتر مريض می شد، به مراقبت بیشتری نیاز داشت.
as the days went by, he grew sicklier and weaker.
با گذشت روزها، او بیشتر مريض و ضعیف تر شد.
she noticed her friend looked sicklier after the long trip.
او متوجه شد که دوستش بعد از سفر طولانی رنگ پریده تر به نظر می رسد.
his sicklier appearance worried his family.
ظاهر رنگ پریده تر او باعث نگرانی خانواده اش شد.
the doctor said he was sicklier than he realized.
پزشک گفت که او بیشتر از آنچه متوجه شده بود مريض است.
she felt sicklier each day as the illness progressed.
او هر روز با پیشرفت بیماری بیشتر احساس مريض بودن می کرد.
the sicklier environment affected everyone's health.
محیط آلوده تر بر سلامتی همه تأثیر گذاشت.
after the surgery, he seemed to be sicklier than before.
بعد از عمل جراحی، او بیشتر از قبل به نظر مريض می رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید