sicklier

[ایالات متحده]/ˈsɪkliə/
[بریتانیا]/ˈsɪkliər/

ترجمه

adj. بیمارتر; ناپسندتر; ضعیف‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

sicklier than ever

بیمارتر از همیشه

feel sicklier today

احساس می‌کنم امروز مریض‌ترم

sicklier and weaker

بیمارتر و ضعیف‌تر

look sicklier now

حالا مریض‌تر به نظر می‌رسم

sicklier than usual

بیمارتر از حد معمول

sicklier every day

هر روز مریض‌تر

feeling sicklier lately

اخیراً احساس می‌کنم مریض‌ترم

getting sicklier fast

به سرعت مریض‌تر می‌شوم

sicklier in winter

در زمستان مریض‌تر

sicklier than before

بیمارتر از قبل

جملات نمونه

he felt sicklier after eating the spoiled food.

او بعد از خوردن غذای فاسد احساس کرد که بیشتر مريض شده است.

she looked sicklier than usual during the flu season.

او در طول فصل آنفولانزا نسبت به همیشه رنگ پریده تر به نظر می رسید.

the sicklier the patient became, the more care he needed.

هرچه بیمار بیشتر مريض می شد، به مراقبت بیشتری نیاز داشت.

as the days went by, he grew sicklier and weaker.

با گذشت روزها، او بیشتر مريض و ضعیف تر شد.

she noticed her friend looked sicklier after the long trip.

او متوجه شد که دوستش بعد از سفر طولانی رنگ پریده تر به نظر می رسد.

his sicklier appearance worried his family.

ظاهر رنگ پریده تر او باعث نگرانی خانواده اش شد.

the doctor said he was sicklier than he realized.

پزشک گفت که او بیشتر از آنچه متوجه شده بود مريض است.

she felt sicklier each day as the illness progressed.

او هر روز با پیشرفت بیماری بیشتر احساس مريض بودن می کرد.

the sicklier environment affected everyone's health.

محیط آلوده تر بر سلامتی همه تأثیر گذاشت.

after the surgery, he seemed to be sicklier than before.

بعد از عمل جراحی، او بیشتر از قبل به نظر مريض می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید