side_tracks

[ایالات متحده]//ˈsaɪd.træks//
[بریتانیا]//ˈsaɪd.træks//

ترجمه

n. راه‌روهای ریلی که از یک خط اصلی منشعب می‌شوند.
v. حالت شخص سوم حاضر از کلمه sidetrack؛ فریب دادن از موضوع یا مسئله‌ای که در حال حاضر مطرح است.

عبارات و ترکیب‌ها

side_tracks often

پرداختن به موارد جانبی اغلب

side_tracks easily

پرداختن به موارد جانبی به راحتی

side_tracks discussion

بحث در مورد موارد جانبی

جملات نمونه

the train moved to the side tracks to let the express pass.

قطار به راه‌روهای جانبی رفت تا اجازه عبور اکسپрес را بدهد.

don't get side tracked by social media while working.

در حال کار کردن، توسط رسانه‌های اجتماعی منحرف نشو.

the conversation was side tracked into discussing politics.

گفت‌وگو به بحث در مورد سیاست منحرف شد.

he took several side tracks before reaching the main destination.

او قبل از رسیدن به مقصد اصلی، چند راه‌رو جانبی را گرفت.

the project got side tracked due to unexpected problems.

پروژه به دلیل مشکلات غیرمنتظره منحرف شد.

she was side tracked by the beautiful scenery along the way.

او توسط مناظر زیبای در مسیر منحرف شد.

the committee stayed on topic and avoided side tracks.

کمیته روی موضوع باقی ماند و از راه‌روهای جانبی پرهیز کرد.

i need to avoid side tracks and focus on my goals.

من باید از راه‌روهای جانبی پرهیز کنم و روی اهدافم متمرکز شوم.

the discussion kept getting side tracked by irrelevant issues.

بحث به طور مکرر توسط مسائل غیرمربوط منحرف می‌شد.

he used side tracks as shortcuts through the mountains.

او از راه‌روهای جانبی به عنوان مسیرهای کوتاه‌تر از طریق کوه‌ها استفاده کرد.

students often get side tracked during long lectures.

دانش‌آموزان اغلب در سخنرانی‌های طولانی منحرف می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید