on the sideline
در حاشیه
sideline product
محصول حاشیه ای
farm and sideline products
محصولات مزرعه و محصولات جانبی
electronic handbooks are a lucrative sideline for the firm.
کتابچه راهنمای الکترونیکی یک فعالیت جانبی پرسود برای شرکت است.
Cider making was a sideline for many farmers.
تهیه سیب زمینی برای بسیاری از کشاورزان یک فعالیت جانبی بود.
The stands were overflowing with farm and sideline products.
غرفه ها مملو از محصولات کشاورزی و حاشیه ای بودند.
He decided to turn his hobby into a lucrative sideline.
او تصمیم گرفت سرگرمی خود را به یک فعالیت جانبی پرسود تبدیل کند.
an ankle injury has sidelined him for two weeks.
یک آسیبدیدگی مچ پا باعث شده او برای دو هفته کنار زمین بماند.
He’s waiting on the sidelines for a chance to re-enter politics.
او منتظر حضور در کنار زمین برای فرصتی برای بازگشت به سیاست است.
How much did the sideline bring the farmer family in last year?
خانواده کشاورز سال گذشته از کنار زمین چقدر درآمد کسب کرد؟
Farm and sideline products of the peasants are purchased by the state at reasonable prices.
محصولات کشاورزی و کنار زمین دهقانان با قیمت مناسب توسط دولت خریداری می شود.
back-bench MPs have been sidelined and excluded from decision-making.
نمایندگان مجلس عقبنشینی شده در حاشیه قرار گرفتهاند و از تصمیمگیری حذف شدهاند.
The Prime Minister’s husband talked about what it was like on the sidelines of political life.
همسر نخست وزیر در مورد حضور در حاشیه زندگی سیاسی صحبت کرد.
Croy stayed on the sidelines to coach the veterans of ’74, but Bransch pulled on his boots and played his part in a 5-1 demolition of former Lokomotiv Leipzig stars.
کرو در کنار زمین ماند تا مربی تیم بازنشستگان سال 74 باشد، اما برانشچ چکمههایش را پوشید و در یک شکست 5 بر 1 ستارگان سابق لوکوموتیو لایپزیگ نقش خود را ایفا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید