sider

[ایالات متحده]/ˈsaɪdə/
[بریتانیا]/ˈsaɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی، عضو یک جناح؛ عضو یک باند
Word Forms
جمعsiders

عبارات و ترکیب‌ها

consider it done

انجام شده در نظر بگیرید

insider trading

معاملات داخلی

sideroad access

دسترسی به مسیر فرعی

insider knowledge

دانش داخلی

جملات نمونه

as a sider, you should always consider the other person's feelings.

به عنوان یک ناظر، شما همیشه باید احساسات دیگران را در نظر بگیرید.

many people sider on the importance of mental health.

بسیاری از افراد اهمیت سلامت روان را نادیده می‌گیرند.

being a sider in this project has its advantages.

ناظر بودن در این پروژه مزایایی دارد.

he decided to sider rather than take sides in the argument.

او تصمیم گرفت به عنوان یک ناظر عمل کند تا در بحث طرفداری نکند.

as a sider, i observed how the team worked together.

به عنوان یک ناظر، نحوه همکاری تیم را مشاهده کردم.

it's important for a sider to remain neutral.

برای یک ناظر مهم است که بی‌طرف بماند.

she acted as a sider during the negotiations.

او در طول مذاکرات به عنوان یک ناظر عمل کرد.

many sider often provide valuable insights.

بسیاری از ناظران اغلب بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌دهند.

as a sider, i learned a lot from the experience.

به عنوان یک ناظر، من درس‌های زیادی از این تجربه آموختم.

being a sider allows you to see things from a different perspective.

ناظر بودن به شما این امکان را می‌دهد که مسائل را از دیدگاه متفاوتی ببینید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید