sideslipped on ice
در یخ لیز میکشد
sideslipping cautiously
بهطور محتاطانه لیز میکشد
sideslipped and fell
لیز میکشد و میافتد
sideslipped slightly
کمی لیز میکشد
he sideslipped
او لیز میکشد
sideslipped down
پایین لیز میکشد
sideslipped away
لیز میکشد و دور میرود
sideslipping hazard
خطر لیز کردن
they sideslipped
آنها لیز میکشند
sideslipped forward
جلو لیز میکشد
the car sideslipped on the icy road, narrowly avoiding a collision.
ماشین در جاده یخی به سمت جانبی لیز خورد و با تقریب از تصادم فراری.
he sideslipped while trying to maneuver around the obstacle.
او در حالی که سعی میکرد حول مانع حرکت کند، به سمت جانبی لیز خورد.
the truck sideslipped on the gravel, causing a brief scare.
شاسی در روی گریل به سمت جانبی لیز خورد و برای لحظهای نگران کننده بود.
after the rain, the pavement was slick, and the bike sideslipped.
پس از باران، پیاده رو لیز بود و دوچرخه به سمت جانبی لیز خورد.
the driver sideslipped due to excessive speed on the curve.
راننده به دلیل سرعت بیش از حد در خم، به سمت جانبی لیز خورد.
the motorcycle sideslipped on the oil slick, a dangerous situation.
موتور سیکلت در روی لایه روغن به سمت جانبی لیز خورد، یک موقعیت خطرناک.
she sideslipped while attempting a sharp turn in the snow.
او در حالی که سعی میکرد در برف یک گوشه تیز بزند، به سمت جانبی لیز خورد.
the van sideslipped on the loose sand, losing control briefly.
وانت در روی ریز شن به سمت جانبی لیز خورد و برای لحظهای کنترل را از دست داد.
the trailer sideslipped, threatening to detach from the truck.
تریلر به سمت جانبی لیز خورد و خطر از روی وانت جدا شدن داشت.
the boat sideslipped on the choppy water, a disconcerting feeling.
کشتی در آبهای موجزده به سمت جانبی لیز خورد، احساس نامطمئنی.
the skier sideslipped, narrowly avoiding a fall into the ravine.
تزلج کننده به سمت جانبی لیز خورد و با تقریب از سقوط در دامنه فراری.
sideslipped on ice
در یخ لیز میکشد
sideslipping cautiously
بهطور محتاطانه لیز میکشد
sideslipped and fell
لیز میکشد و میافتد
sideslipped slightly
کمی لیز میکشد
he sideslipped
او لیز میکشد
sideslipped down
پایین لیز میکشد
sideslipped away
لیز میکشد و دور میرود
sideslipping hazard
خطر لیز کردن
they sideslipped
آنها لیز میکشند
sideslipped forward
جلو لیز میکشد
the car sideslipped on the icy road, narrowly avoiding a collision.
ماشین در جاده یخی به سمت جانبی لیز خورد و با تقریب از تصادم فراری.
he sideslipped while trying to maneuver around the obstacle.
او در حالی که سعی میکرد حول مانع حرکت کند، به سمت جانبی لیز خورد.
the truck sideslipped on the gravel, causing a brief scare.
شاسی در روی گریل به سمت جانبی لیز خورد و برای لحظهای نگران کننده بود.
after the rain, the pavement was slick, and the bike sideslipped.
پس از باران، پیاده رو لیز بود و دوچرخه به سمت جانبی لیز خورد.
the driver sideslipped due to excessive speed on the curve.
راننده به دلیل سرعت بیش از حد در خم، به سمت جانبی لیز خورد.
the motorcycle sideslipped on the oil slick, a dangerous situation.
موتور سیکلت در روی لایه روغن به سمت جانبی لیز خورد، یک موقعیت خطرناک.
she sideslipped while attempting a sharp turn in the snow.
او در حالی که سعی میکرد در برف یک گوشه تیز بزند، به سمت جانبی لیز خورد.
the van sideslipped on the loose sand, losing control briefly.
وانت در روی ریز شن به سمت جانبی لیز خورد و برای لحظهای کنترل را از دست داد.
the trailer sideslipped, threatening to detach from the truck.
تریلر به سمت جانبی لیز خورد و خطر از روی وانت جدا شدن داشت.
the boat sideslipped on the choppy water, a disconcerting feeling.
کشتی در آبهای موجزده به سمت جانبی لیز خورد، احساس نامطمئنی.
the skier sideslipped, narrowly avoiding a fall into the ravine.
تزلج کننده به سمت جانبی لیز خورد و با تقریب از سقوط در دامنه فراری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید