slipped

[ایالات متحده]/slipt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پای خود را گم کرده؛
adj. سر خوردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلslipped
زمان گذشتهslipped

عبارات و ترکیب‌ها

accidentally slipped

به طور تصادفی لیز خورد

slipped away

از دست رفت

slipped disc

دیسک لغزنده

جملات نمونه

she slipped the gear into neutral.

او دنده را در حالت خلاص قرار داد.

slipped the bolt into place.

پیچ را در جای خود قرار داد.

I slipped on a banana skin.

من روی پوست موز لیز خوردم.

Tom slipped a stamp to me.

تام تمپلی را به من داد.

the tiles had slipped out of alignment.

کاشی‌ها از تراز خارج شده بودند.

she slipped out by the rear exit.

او از خروجی پشتی خارج شد.

a fold of paper slipped out of the diary.

یک قسمت از کاغذ از دفتر خاطرات بیرون افتاد.

the child slipped from her grasp.

کودک از دست او لیز خورد.

the dollar slipped from an intraday high of 104.

دلار از بالاترین قیمت روزانه خود به میزان 104 کاهش یافت.

she slipped into a loose T-shirt and shorts.

او یک تی‌شرت گشاد و شلوارک پوشید.

slipped on the ice as I ran home.

وقتی به خانه می‌دویدم روی یخ لیز خوردم.

she slipped through the net of all the care agencies.

او از میان تمام آژانس‌های مراقبت عبور کرد.

the coat slipped off his arms.

مانتو از روی شانه‌هایش لیز خورد.

I slipped over on the ice.

روی یخ لیز خوردم.

the envelope slipped through Luke's fingers.

پاکت از دست لوک لیز خورد.

we slipped out by a back door.

ما از یک درب پشتی خارج شدیم.

she slipped the map into her pocket.

او نقشه را در جیب خود قرار داد.

the giant balloon slipped its moorings.

بادکنک غول پیکر از لنگرهای خود جدا شد.

نمونه‌های واقعی

Blood! I must have slipped and fallen.

خون! حتماً لیز خوردم و افتادم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

At the same time, it's clear that sanctions pressure has slipped.

همزمان، مشخص است که فشار تحریم‌ها کاهش یافته است.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

He is fond of pouncing upon the other's slips of tongue.

او به این عادت دارد که از لغزش‌های زبان دیگران استفاده کند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Hey, you know what the Beaver said when he slipped in water?

هی، می‌دونی وقتی که سمور توی آب لیز خورد چی گفت؟

منبع: Modern Family - Season 08

And I will hand him his pink slip.

و اخطار اخراج را به او خواهم داد.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Amazingly, this was worse than investors expected, so Apple's shares slipped by 4.3%.

به طرز شگفت انگیزی، این از آنچه سرمایه گذاران انتظار داشتند بدتر بود، بنابراین سهام اپل 4.3 درصد کاهش یافت.

منبع: The Economist (Summary)

Elsa raised her hand to create the next slide, but suddenly, her foot slipped.

السا دستش را بالا برد تا اسلاید بعدی را ایجاد کند، اما ناگهان پایش لیز خورد.

منبع: Frozen (audiobook)

Naughty Monkey slipped on a banana skin.

میمون بدجنس روی پوست موز لیز خورد.

منبع: Hi! Dog Teacher (Video Version)

She let out a long sigh when she realized that he'd slipped out.

او با این حال که متوجه شد او بیرون رفته است، آهی طولانی کشید.

منبع: Coco

We both flinched as that word slipped out.

ما هر دو با شنیدن آن کلمه که ناخواسته گفته شد، از جا پریدیم.

منبع: Twilight: Eclipse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید