sidling up
حرکت با انحنا به سمت بالا
sidling away
حرکت با انحنا به سمت دور
sidling past
عبور با انحنا
sidling along
حرکت با انحنا در امتداد
sidling in
حرکت با انحنا به داخل
sidling out
حرکت با انحنا به خارج
sidling closer
حرکت با انحنا نزدیکتر
sidling over
حرکت با انحنا از روی
sidling behind
حرکت با انحنا پشت
sidling up to
حرکت با انحنا به سمت
she was sidling up to him at the party.
او در حال نزدیک شدن به او در مهمانی بود.
the cat was sidling along the fence.
گربه در امتداد حصار به آرامی حرکت میکرد.
he noticed someone sidling behind him.
او متوجه شد که کسی در پشت سر او به آرامی حرکت میکند.
they were sidling through the crowded market.
آنها در میان بازار شلوغ به آرامی حرکت میکردند.
she kept sidling away from the conversation.
او مدام از گفتگو دور میشد.
the dog was sidling up to the children.
سگ به آرامی به سمت بچهها میرفت.
he caught her sidling towards the exit.
او دید که او به سمت خروجی به آرامی میرود.
they were sidling past the sleeping guard.
آنها به آرامی از کنار نگهبان خفته عبور کردند.
the thief was sidling into the shadows.
دزد به آرامی به سمت سایهها میرفت.
she could see him sidling closer to her.
او میتوانست ببیند که او به آرامی به سمت او نزدیک میشود.
sidling up
حرکت با انحنا به سمت بالا
sidling away
حرکت با انحنا به سمت دور
sidling past
عبور با انحنا
sidling along
حرکت با انحنا در امتداد
sidling in
حرکت با انحنا به داخل
sidling out
حرکت با انحنا به خارج
sidling closer
حرکت با انحنا نزدیکتر
sidling over
حرکت با انحنا از روی
sidling behind
حرکت با انحنا پشت
sidling up to
حرکت با انحنا به سمت
she was sidling up to him at the party.
او در حال نزدیک شدن به او در مهمانی بود.
the cat was sidling along the fence.
گربه در امتداد حصار به آرامی حرکت میکرد.
he noticed someone sidling behind him.
او متوجه شد که کسی در پشت سر او به آرامی حرکت میکند.
they were sidling through the crowded market.
آنها در میان بازار شلوغ به آرامی حرکت میکردند.
she kept sidling away from the conversation.
او مدام از گفتگو دور میشد.
the dog was sidling up to the children.
سگ به آرامی به سمت بچهها میرفت.
he caught her sidling towards the exit.
او دید که او به سمت خروجی به آرامی میرود.
they were sidling past the sleeping guard.
آنها به آرامی از کنار نگهبان خفته عبور کردند.
the thief was sidling into the shadows.
دزد به آرامی به سمت سایهها میرفت.
she could see him sidling closer to her.
او میتوانست ببیند که او به آرامی به سمت او نزدیک میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید