sieging

[ایالات متحده]/ˈsiːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsiːdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محاصره یک مکان برای تصرف آن
v. احاطه کردن و حمله به یک مکان مستحکم

عبارات و ترکیب‌ها

sieging enemy

آرای دشمن

sieging forces

نیروهای محاصره کننده

sieging army

ارتش محاصره کننده

sieging troops

نیروی محاصره

sieging city

شهر در محاصره

sieging position

موقعیت محاصره

sieging strategy

استراتژی محاصره

sieging tactics

تاکتیک های محاصره

sieging force

نیروی محاصره

sieging operation

عملیات محاصره

جملات نمونه

the army is sieging the enemy stronghold.

ارتش در حال محاصره سنگر دشمن است.

the city has been sieging for weeks.

شهرها برای هفته‌ها در محاصره قرار دارد.

sieging forces are cutting off supplies.

نیروهای محاصره‌کننده در حال قطع منابع هستند.

the rebels are sieging the government headquarters.

شورشیان در حال محاصره مقر دولت هستند.

sieging tactics were used in the ancient war.

در جنگ باستانی از تاکتیک‌های محاصره استفاده شد.

they are sieging the castle to capture it.

آنها در حال محاصره قلعه برای به دست آوردن آن هستند.

sieging can lead to significant casualties.

محاصره می‌تواند منجر به تلفات قابل توجهی شود.

the town was sieging during the conflict.

در طول درگیری، شهر در محاصره بود.

sieging strategies vary depending on the situation.

استراتژی‌های محاصره بسته به شرایط متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید