blockading

[ایالات متحده]/blɒkˈeɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˌblɑːkˈeɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انجام محاصره؛ ممانعت یا مانع شدن از دسترسی به چیزی با زور یا تهدید زور.؛ ممانعت یا مانع شدن از عبور یا حرکت چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

blockading the harbor

مسدود کردن بندرگاه

blockading enemy ships

مسدود کردن کشتی‌های دشمن

جملات نمونه

the navy is blockading the enemy's ports.

ناوگان نیروی دریایی در حال محاصره بنادر دشمن است.

they are blockading the roads to prevent access.

آنها جاده ها را برای جلوگیری از دسترسی محاصره می کنند.

the protesters are blockading the entrance to the building.

معترضان ورودی ساختمان را محاصره کرده اند.

blockading trade routes can lead to economic sanctions.

محاصره مسیرهای تجاری می تواند منجر به تحریم های اقتصادی شود.

the military is blockading the area to maintain security.

ارتش منطقه را برای حفظ امنیت محاصره کرده است.

blockading the supply lines will weaken the enemy.

محاصره خطوط تدارکاتی دشمن را تضعیف خواهد کرد.

they are blockading the airport to demand better conditions.

آنها فرودگاه را برای درخواست شرایط بهتر محاصره می کنند.

the country is accused of blockading humanitarian aid.

این کشور به محاصره کمک های بشردوستانه متهم شده است.

blockading the city has caused a humanitarian crisis.

محاصره شهر باعث بحران انسانی شده است.

the rebels are blockading the main highway.

شورشیان بزرگراه اصلی را محاصره کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید