drawing sigils
کشیدن نشانها
ancient sigils
نشانهای باستانی
hidden sigils
نشانهای پنهان
reading sigils
خواندن نشانها
powerful sigils
نشانهای قدرتمند
creating sigils
ایجاد نشانها
carving sigils
حکاکی نشانها
finding sigils
پیدا کردن نشانها
protecting sigils
محافظت از نشانها
mystic sigils
نشانهای عرفانی
she carefully drew the sigils onto the parchment with a silver pen.
او با یک قلم نقرهای، نقشها را با دقت روی پوست نوشت.
the practitioner activated the sigils with a chanted invocation.
عملگر نقشها را با یک ادعای خوانده شده فعال کرد.
he researched ancient sigils in dusty, forgotten tomes.
او نقشهای باستانی را در کتابهای قدیمی و فراموششده بررسی کرد.
the sigils glowed faintly under the moonlight, pulsing with energy.
نقشها در زیر نور ماه به آرامی میدرخشیدند و با انرژی پالس میکردند.
she traced the sigils repeatedly, trying to memorize their forms.
او بارها نقشها را دنبال کرد و سعی کرد فرمهای آنها را به خاطر بسپارد.
the alchemist combined rare herbs and inscribed sigils on a vial.
الکیمیا یک گیاه نادر و نقشهای حک شده را روی یک بطری ترکیب کرد.
he felt a strange connection to the sigils he had created.
او احساس کرد ارتباط عجیبی با نقشهایی که ایجاد کرده بود دارد.
the sigils were arranged in a circle to contain the magical force.
نقشها در یک دایره چیده شده بودند تا نیروی جادویی را در خود نگه دارند.
she studied the sigils, hoping to understand their hidden meaning.
او نقشها را مطالعه کرد و امیدوار بود معنای پنهان آنها را بفهمد.
he used sigils to ward off negative energy and protect his home.
او از نقشها برای دور کردن انرژی منفی و محافظت از خانهاش استفاده کرد.
the artist incorporated intricate sigils into the tapestry's design.
هنرمند نقشهای پیچیده را در طرح گبه ادغام کرد.
drawing sigils
کشیدن نشانها
ancient sigils
نشانهای باستانی
hidden sigils
نشانهای پنهان
reading sigils
خواندن نشانها
powerful sigils
نشانهای قدرتمند
creating sigils
ایجاد نشانها
carving sigils
حکاکی نشانها
finding sigils
پیدا کردن نشانها
protecting sigils
محافظت از نشانها
mystic sigils
نشانهای عرفانی
she carefully drew the sigils onto the parchment with a silver pen.
او با یک قلم نقرهای، نقشها را با دقت روی پوست نوشت.
the practitioner activated the sigils with a chanted invocation.
عملگر نقشها را با یک ادعای خوانده شده فعال کرد.
he researched ancient sigils in dusty, forgotten tomes.
او نقشهای باستانی را در کتابهای قدیمی و فراموششده بررسی کرد.
the sigils glowed faintly under the moonlight, pulsing with energy.
نقشها در زیر نور ماه به آرامی میدرخشیدند و با انرژی پالس میکردند.
she traced the sigils repeatedly, trying to memorize their forms.
او بارها نقشها را دنبال کرد و سعی کرد فرمهای آنها را به خاطر بسپارد.
the alchemist combined rare herbs and inscribed sigils on a vial.
الکیمیا یک گیاه نادر و نقشهای حک شده را روی یک بطری ترکیب کرد.
he felt a strange connection to the sigils he had created.
او احساس کرد ارتباط عجیبی با نقشهایی که ایجاد کرده بود دارد.
the sigils were arranged in a circle to contain the magical force.
نقشها در یک دایره چیده شده بودند تا نیروی جادویی را در خود نگه دارند.
she studied the sigils, hoping to understand their hidden meaning.
او نقشها را مطالعه کرد و امیدوار بود معنای پنهان آنها را بفهمد.
he used sigils to ward off negative energy and protect his home.
او از نقشها برای دور کردن انرژی منفی و محافظت از خانهاش استفاده کرد.
the artist incorporated intricate sigils into the tapestry's design.
هنرمند نقشهای پیچیده را در طرح گبه ادغام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید