rune

[ایالات متحده]/ruːn/
[بریتانیا]/run/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصیت‌ها یا اشعار باستانی شمال اروپا.

عبارات و ترکیب‌ها

rune stone

سنگ رون

ancient runes

رون‌های باستانی

rune magic

جادوی رون

جملات نمونه

the casting of the runes.

اجرای طلسم‌ها.

She inscribed the rune on the ancient stone tablet.

او رونه را روی لوح سنگی باستانی حک کرد.

The rune glowed with a mysterious light.

رونه با نوری مرموز می درخشید.

He studied the ancient language of runes.

او زبان باستانی رونه ها را مطالعه کرد.

The wizard cast a powerful spell using the rune.

جادوگر با استفاده از رونه یک طلسم قدرتمند انداخت.

The rune revealed a hidden message.

رونه پیامی پنهان را آشکار کرد.

The rune stone was believed to have magical properties.

اعتقاد بود که سنگ رونه دارای خواص جادویی است.

She wore a necklace adorned with ancient runes.

او یک گردنبند مزین به رونه های باستانی به تن داشت.

The warrior carried a shield engraved with protective runes.

جنگجو یک سپر حک شده با رونه های محافظتی حمل کرد.

The rune symbolized strength and courage.

رونه نماد قدرت و شجاعت بود.

He consulted the oracle who could read the ancient runes.

او با اوراکل مشورت کرد که می توانست رونه های باستانی را بخواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید