sillinesses

[ایالات متحده]/'silinis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار احمقانه یا کمبود حس خوب.

جملات نمونه

played up the silliness of their roles for camp effect.

آنها برای ایجاد جلوه‌ای اغراق‌آمیز، احمقانه بودن نقش‌های خود را برجسته کردند.

Laughing at their silliness

خنده به حماقت آنها

Silliness is a part of human nature

نادانی بخشی از طبیعت انسان است

Children often engage in silliness

کودکان اغلب درگیر نادانی می شوند

Her silliness lightened the mood

نادانی او حال و هوا را بهتر کرد

Silliness can be contagious

نادانی می تواند مسری باشد

The silliness of the situation was evident

نادانی وضعیت آشکار بود

Silliness is sometimes necessary for creativity

نادانی گاهی اوقات برای خلاقیت ضروری است

She indulged in silliness to escape reality

او برای فرار از واقعیت به نادانی پرداخت

Their silliness brought smiles to everyone

نادانی آنها لبخند را به چهره همه آورد

نمونه‌های واقعی

Grandly, however, did Tootles respond. For that one moment he dropped his silliness and spoke with dignity.

با عظمت، با این حال، توتلس پاسخ داد. برای یک لحظه، او حماقت خود را کنار گذاشت و با وقار صحبت کرد.

منبع: Peter Pan

No more silliness. What? ! I've got to go!

دیگه حماقتی نیست. چی؟ ! من باید بروم!

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

That kind of silliness gives therapy a bad name.

آن نوع حماقت باعث می‌شود که درمان نام خوبی به دست آورد.

منبع: Modern Family - Season 07

No more silliness? Oh ho, no no no. Watch this boys and girls. Abracadabra!

دیگه حماقتی نیست؟ اوه هو، نه نه نه. این را تماشا کنید پسرها و دخترها. آبرکادابرا!

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

But does this mean we lose the nurture, bonding, and sacred silliness that ceremonies provide?

آیا این بدان معناست که ما پرورش، پیوند و حماقت مقدس که آیین ها ارائه می دهند را از دست می دهیم؟

منبع: National Geographic Anthology

This is the sort of you know, the romantic side but also a bit of the silliness.

این نوعی است، شما می دانید، جنبه عاشقانه اما کمی هم حماقت.

منبع: 2017 Hot Selected Compilation

When I drove the Urus, it didn't do any of the silliness, it launched really well, I quite liked it.

وقتی اوروس را رانندگی کردم، هیچکدام از آن حماقت ها را نکرد، خیلی خوب پرتاب شد، من خیلی دوست داشتم.

منبع: Technology Trends

If you need even more silliness, you smooch your bicep loudly.

اگر به حماقت بیشتری نیاز دارید، عضله بازوی خود را با صدای بلند بوسید.

منبع: Accompany you to sleep.

" Let's not have any ordering, nor, " turning to Macomber, " any silliness. Francis, " Margot said quite pleasantly.

« بیایید هیچ گونه سفارش یا، » با برگشتن به سمت مکامبر، « هیچ حماقتی. فرانسیس، » مارگوت با خوشحالی کامل گفت.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

So, kiss… when you need a little silliness, that's when you kiss the bicep.

بنابراین، بوسه... وقتی کمی حماقت نیاز دارید، آن موقع عضله بازوی خود را می بوسید.

منبع: Accompany you to sleep.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید