silver-plated cutlery
چنگالهای پوشانیده شده با نقره
silver-plated tray
تخته پوشانیده شده با نقره
being silver-plated
پوشانیده شدن با نقره
silver-plated teapot
چایپورهای پوشانیده شده با نقره
silver-plated spoon
چنگال پوشانیده شده با نقره
silver-plated service
خدمترسانی پوشانیده شده با نقره
silver-plated bowl
صحن پوشانیده شده با نقره
silver-plated ware
دستگاههای پوشانیده شده با نقره
silver-plated handle
مقبض پوشانیده شده با نقره
silver-plated mirror
آینه پوشانیده شده با نقره
she inherited a beautiful silver-plated tea set from her grandmother.
او یک دستگاه چای زیبایی از جنس نقرهپوش از پدربزرگ خود به ارث میبرد.
the restaurant used silver-plated cutlery to enhance the dining experience.
رستوران از ظروف نقرهپوش برای بهبود تجربه غذا خوری استفاده میکرد.
he carefully polished the silver-plated tray to remove any fingerprints.
او با دقت ظرف نقرهپوش را پولیش کرد تا هر گونه چاپ انگشتی از آن حذف شود.
the antique store offered a selection of silver-plated serving dishes.
فروشگاه موزهای یک مجموعه ظروف نقرهپوش برای سرو غذا ارائه میداد.
the band's instruments were partially silver-plated for a richer tone.
نوازندگان بهطور جزئی از نقرهپوش برای تولید صدای غنیتر استفاده میکردند.
we admired the intricate details on the silver-plated picture frame.
ما جزئیات پیچیده روی چارچوب عکس نقرهپوش را تحسین میکردیم.
the hotel featured silver-plated coffee pots in each guest room.
هتل در هر اتاق مهمان، چایپوریهای نقرهپوش داشت.
he bought a silver-plated sugar bowl as a wedding gift.
او یک ظرف قند نقرهپوش را بهعنوان هدیه عروسی خرید.
the craftsman specialized in restoring silver-plated items.
چکاک بهطور ویژه در بازیابی اشیاء نقرهپوش متخصص بود.
the silver-plated handle of the umbrella felt cool in her hand.
مقبض مظله نقرهپوش در دست او خنک به نظر میرسید.
they sold silver-plated spoons at a discounted price.
آنها چنگالهای نقرهپوش را با قیمت تخفیفدار فروختند.
silver-plated cutlery
چنگالهای پوشانیده شده با نقره
silver-plated tray
تخته پوشانیده شده با نقره
being silver-plated
پوشانیده شدن با نقره
silver-plated teapot
چایپورهای پوشانیده شده با نقره
silver-plated spoon
چنگال پوشانیده شده با نقره
silver-plated service
خدمترسانی پوشانیده شده با نقره
silver-plated bowl
صحن پوشانیده شده با نقره
silver-plated ware
دستگاههای پوشانیده شده با نقره
silver-plated handle
مقبض پوشانیده شده با نقره
silver-plated mirror
آینه پوشانیده شده با نقره
she inherited a beautiful silver-plated tea set from her grandmother.
او یک دستگاه چای زیبایی از جنس نقرهپوش از پدربزرگ خود به ارث میبرد.
the restaurant used silver-plated cutlery to enhance the dining experience.
رستوران از ظروف نقرهپوش برای بهبود تجربه غذا خوری استفاده میکرد.
he carefully polished the silver-plated tray to remove any fingerprints.
او با دقت ظرف نقرهپوش را پولیش کرد تا هر گونه چاپ انگشتی از آن حذف شود.
the antique store offered a selection of silver-plated serving dishes.
فروشگاه موزهای یک مجموعه ظروف نقرهپوش برای سرو غذا ارائه میداد.
the band's instruments were partially silver-plated for a richer tone.
نوازندگان بهطور جزئی از نقرهپوش برای تولید صدای غنیتر استفاده میکردند.
we admired the intricate details on the silver-plated picture frame.
ما جزئیات پیچیده روی چارچوب عکس نقرهپوش را تحسین میکردیم.
the hotel featured silver-plated coffee pots in each guest room.
هتل در هر اتاق مهمان، چایپوریهای نقرهپوش داشت.
he bought a silver-plated sugar bowl as a wedding gift.
او یک ظرف قند نقرهپوش را بهعنوان هدیه عروسی خرید.
the craftsman specialized in restoring silver-plated items.
چکاک بهطور ویژه در بازیابی اشیاء نقرهپوش متخصص بود.
the silver-plated handle of the umbrella felt cool in her hand.
مقبض مظله نقرهپوش در دست او خنک به نظر میرسید.
they sold silver-plated spoons at a discounted price.
آنها چنگالهای نقرهپوش را با قیمت تخفیفدار فروختند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید