silver-plated

[ایالات متحده]/[ˈsɪl.vər ˌplæt.ɪd]/
[بریتانیا]/[ˈsɪl.vər ˌplæt.ɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (در مورد یک چیز) با لایه‌ای از نقره پوشیده شدن.
adj. با نقره پوشیده شده، معمولاً به عنوان یک پایان زیبایی؛ مربوط به یا ساخته شده از پوشش نقره.

عبارات و ترکیب‌ها

silver-plated cutlery

چنگالهای پوشانیده شده با نقره

silver-plated tray

تخته پوشانیده شده با نقره

being silver-plated

پوشانیده شدن با نقره

silver-plated teapot

چای‌پوره‌ای پوشانیده شده با نقره

silver-plated spoon

چنگال پوشانیده شده با نقره

silver-plated service

خدمت‌رسانی پوشانیده شده با نقره

silver-plated bowl

صحن پوشانیده شده با نقره

silver-plated ware

دستگاه‌های پوشانیده شده با نقره

silver-plated handle

مقبض پوشانیده شده با نقره

silver-plated mirror

آینه پوشانیده شده با نقره

جملات نمونه

she inherited a beautiful silver-plated tea set from her grandmother.

او یک دستگاه چای زیبایی از جنس نقره‌پوش از پدربزرگ خود به ارث می‌برد.

the restaurant used silver-plated cutlery to enhance the dining experience.

رستوران از ظروف نقره‌پوش برای بهبود تجربه غذا خوری استفاده می‌کرد.

he carefully polished the silver-plated tray to remove any fingerprints.

او با دقت ظرف نقره‌پوش را پولیش کرد تا هر گونه چاپ انگشتی از آن حذف شود.

the antique store offered a selection of silver-plated serving dishes.

فروشگاه موزه‌ای یک مجموعه ظروف نقره‌پوش برای سرو غذا ارائه می‌داد.

the band's instruments were partially silver-plated for a richer tone.

نوازندگان به‌طور جزئی از نقره‌پوش برای تولید صدای غنی‌تر استفاده می‌کردند.

we admired the intricate details on the silver-plated picture frame.

ما جزئیات پیچیده روی چارچوب عکس نقره‌پوش را تحسین می‌کردیم.

the hotel featured silver-plated coffee pots in each guest room.

هتل در هر اتاق مهمان، چای‌پوری‌های نقره‌پوش داشت.

he bought a silver-plated sugar bowl as a wedding gift.

او یک ظرف قند نقره‌پوش را به‌عنوان هدیه عروسی خرید.

the craftsman specialized in restoring silver-plated items.

چکاک به‌طور ویژه در بازیابی اشیاء نقره‌پوش متخصص بود.

the silver-plated handle of the umbrella felt cool in her hand.

مقبض مظله نقره‌پوش در دست او خنک به نظر می‌رسید.

they sold silver-plated spoons at a discounted price.

آن‌ها چنگال‌های نقره‌پوش را با قیمت تخفیف‌دار فروختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید