silverbeet

[ایالات متحده]/[ˈsɪl.vər.biːt]/
[بریتانیا]/[ˈsɪl.vər.biːt]/

ترجمه

n. یک گیاه سبز پر برگ، معمولاً با گیاهان ضخیم و گوشتی، که به عنوان یک گیاه خوراکی کاشته و خورده می‌شود؛ چرگِرد سوئیس.

عبارات و ترکیب‌ها

silverbeet greens

پرورش چغنی

cook silverbeet

پختن چغنی

silverbeet stalks

ساقه چغنی

growing silverbeet

پرورش چغنی

fresh silverbeet

چغنی تازه

silverbeet salad

سالاد چغنی

wilted silverbeet

چغنی فاسد شده

add silverbeet

اضافه کردن چغنی

silverbeet chips

چیپس چغنی

steamed silverbeet

چغنی پخته شده

جملات نمونه

i bought a bunch of silverbeet at the farmer's market.

من یک دسته سیلوربیت از بازار کشاورزی خریدم.

she added chopped silverbeet to her vegetable soup.

او سیلوربیت خرد شده را به گوشت خوراک گیاهی خود اضافه کرد.

silverbeet is a nutritious leafy green vegetable.

سیلوربیت یک گیاه سبز پر ارزش غذایی است.

he prefers to sauté silverbeet with garlic and olive oil.

او معمولاً سیلوربیت را با سیر و روغن زیتون سرخ می کند.

the recipe calls for one pound of silverbeet.

این وصفه یک پوند سیلوربیت را می خواهد.

we harvested a large crop of silverbeet this year.

این سال ما یک مزرعه بزرگ سیلوربیت را برداشتیم.

silverbeet is a good source of iron and vitamin k.

سیلوربیت منبع خوبی از آهن و ویتامین K است.

she stir-fried the silverbeet with tofu and soy sauce.

او سیلوربیت را با توфан و سس سویا سرخ کرد.

the garden was overflowing with silverbeet and other greens.

باغچه از سیلوربیت و سایر گیاهان سبز پر بود.

he used silverbeet as a base for his green smoothie.

او از سیلوربیت به عنوان پایه شربت سبز خود استفاده کرد.

she steamed the silverbeet until it was tender.

او سیلوربیت را تا زمانی که نرم شد، پخت.

silverbeet is a versatile ingredient in many dishes.

سیلوربیت یک ماده غذایی چند منظوره در بسیاری از غذاها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید