the two reports show similars results after adjusting for inflation.
گزارشهای دوگانه پس از تعدیل تورم، نتایج مشابهی نشان میدهند.
these phones have similars features, but one has a better camera.
این تلفنها ویژگیهای مشابهی دارند، اما یکی از آنها دوربین بهتری دارد.
their writing styles are similars, especially in tone and pacing.
سبکهای نوشتاری آنها مشابه است، به خصوص در لحن و ریتم.
we noticed similars patterns in customer feedback across regions.
ما الگوهای مشابهی در بازخورد مشتریان در سراسر مناطق مشاهده کردیم.
the two designs share similars elements like curved edges and muted colors.
این دو طرح عناصر مشابهی مانند لبههای منحنی و رنگهای ملایم دارند.
both teams face similars challenges with staffing and deadlines.
هر دو تیم با مشکلاتی مانند استخدام و مهلت مقرر مواجه هستند.
her arguments follow similars logic, so the conclusion is predictable.
استدلالهای او از منطق مشابهی پیروی میکنند، بنابراین نتیجه قابل پیشبینی است.
we compared the datasets and found similars trends over time.
ما مجموعهدادهها را مقایسه کردیم و الگوهای مشابهی در طول زمان پیدا کردیم.
those books cover similars topics, from leadership to negotiation.
آن کتابها موضوعات مشابهی را پوشش میدهند، از رهبری تا مذاکره.
the candidates gave similars answers during the interview.
نامزدها در طول مصاحبه پاسخهای مشابهی دادند.
these recipes use similars ingredients, but the spices differ.
این دستورالعملها از مواد مشابهی استفاده میکنند، اما ادویهها متفاوت است.
the twins often make similars choices without talking first.
این دوقلوها اغلب بدون صحبت کردن، انتخابهای مشابهی انجام میدهند.
the two reports show similars results after adjusting for inflation.
گزارشهای دوگانه پس از تعدیل تورم، نتایج مشابهی نشان میدهند.
these phones have similars features, but one has a better camera.
این تلفنها ویژگیهای مشابهی دارند، اما یکی از آنها دوربین بهتری دارد.
their writing styles are similars, especially in tone and pacing.
سبکهای نوشتاری آنها مشابه است، به خصوص در لحن و ریتم.
we noticed similars patterns in customer feedback across regions.
ما الگوهای مشابهی در بازخورد مشتریان در سراسر مناطق مشاهده کردیم.
the two designs share similars elements like curved edges and muted colors.
این دو طرح عناصر مشابهی مانند لبههای منحنی و رنگهای ملایم دارند.
both teams face similars challenges with staffing and deadlines.
هر دو تیم با مشکلاتی مانند استخدام و مهلت مقرر مواجه هستند.
her arguments follow similars logic, so the conclusion is predictable.
استدلالهای او از منطق مشابهی پیروی میکنند، بنابراین نتیجه قابل پیشبینی است.
we compared the datasets and found similars trends over time.
ما مجموعهدادهها را مقایسه کردیم و الگوهای مشابهی در طول زمان پیدا کردیم.
those books cover similars topics, from leadership to negotiation.
آن کتابها موضوعات مشابهی را پوشش میدهند، از رهبری تا مذاکره.
the candidates gave similars answers during the interview.
نامزدها در طول مصاحبه پاسخهای مشابهی دادند.
these recipes use similars ingredients, but the spices differ.
این دستورالعملها از مواد مشابهی استفاده میکنند، اما ادویهها متفاوت است.
the twins often make similars choices without talking first.
این دوقلوها اغلب بدون صحبت کردن، انتخابهای مشابهی انجام میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید