using simplifiers
استفاده از سادهکنندهها
simplifiers help
سادهکنندهها کمک میکنند
simplifiers’ role
نقش سادهکنندهها
simplifiers create
سادهکنندهها ایجاد میکنند
simplifiers’ purpose
هدف سادهکنندهها
the new app offers a simple solution to a complex problem.
اپلیکیشن جدید یک راه حل ساده برای یک مشکل پیچیده ارائه میدهد.
he used a simple trick to open the locked door.
او از یک ترفند ساده برای باز کردن در قفل شده استفاده کرد.
the recipe is surprisingly simple and requires few ingredients.
دستور غذا به طرز شگفت انگیزی ساده است و به مواد کمی نیاز دارد.
she gave a simple explanation of the scientific theory.
او یک توضیح ساده از نظریه علمی ارائه داد.
it's a simple matter of following the instructions carefully.
این یک موضوع ساده است که دستورالعملها را با دقت دنبال کنید.
the company aims to provide simple, user-friendly software.
این شرکت قصد دارد نرم افزاری ساده و کاربرپسند ارائه دهد.
he prefers a simple lifestyle with minimal possessions.
او یک سبک زندگی ساده با حداقل داراییها را ترجیح میدهد.
the design is simple yet elegant and modern.
طراحی ساده اما ظریف و مدرن است.
she offered a simple apology for her mistake.
او برای اشتباهش عذرخواهی سادهای کرد.
the task seemed simple at first, but proved challenging.
وظیفه در ابتدا ساده به نظر میرسید، اما چالش برانگیز بود.
he made a simple request for a glass of water.
او درخواست سادهای برای یک لیوان آب کرد.
using simplifiers
استفاده از سادهکنندهها
simplifiers help
سادهکنندهها کمک میکنند
simplifiers’ role
نقش سادهکنندهها
simplifiers create
سادهکنندهها ایجاد میکنند
simplifiers’ purpose
هدف سادهکنندهها
the new app offers a simple solution to a complex problem.
اپلیکیشن جدید یک راه حل ساده برای یک مشکل پیچیده ارائه میدهد.
he used a simple trick to open the locked door.
او از یک ترفند ساده برای باز کردن در قفل شده استفاده کرد.
the recipe is surprisingly simple and requires few ingredients.
دستور غذا به طرز شگفت انگیزی ساده است و به مواد کمی نیاز دارد.
she gave a simple explanation of the scientific theory.
او یک توضیح ساده از نظریه علمی ارائه داد.
it's a simple matter of following the instructions carefully.
این یک موضوع ساده است که دستورالعملها را با دقت دنبال کنید.
the company aims to provide simple, user-friendly software.
این شرکت قصد دارد نرم افزاری ساده و کاربرپسند ارائه دهد.
he prefers a simple lifestyle with minimal possessions.
او یک سبک زندگی ساده با حداقل داراییها را ترجیح میدهد.
the design is simple yet elegant and modern.
طراحی ساده اما ظریف و مدرن است.
she offered a simple apology for her mistake.
او برای اشتباهش عذرخواهی سادهای کرد.
the task seemed simple at first, but proved challenging.
وظیفه در ابتدا ساده به نظر میرسید، اما چالش برانگیز بود.
he made a simple request for a glass of water.
او درخواست سادهای برای یک لیوان آب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید