sinfulnesses

[ایالات متحده]/ˈsɪn.fəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪn.fəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت گناهکار بودن؛ شرارت

عبارات و ترکیب‌ها

acknowledge sinfulnesses

شناخت گناهان

repent for sinfulnesses

توبه کردن برای گناهان

overcome sinfulnesses

غلبه بر گناهان

examine sinfulnesses

بررسی گناهان

confess sinfulnesses

اعتراف به گناهان

address sinfulnesses

رسیدگی به گناهان

reject sinfulnesses

رد گناهان

understand sinfulnesses

درک گناهان

combat sinfulnesses

مبارزه با گناهان

study sinfulnesses

مطالعه گناهان

جملات نمونه

his sinfulnesses were a burden on his conscience.

گناهکاری‌های او بار سنگینی بر دوش وجدانش بود.

she confessed her sinfulnesses to the priest.

او گناهکاری‌های خود را به پیش کشیش اعتراف کرد.

they discussed the sinfulnesses of society in their debate.

آنها در بحث خود درباره گناهکاری‌های جامعه صحبت کردند.

his sinfulnesses led him down a dark path.

گناهکاری‌های او او را به مسیری تاریک کشاند.

she tried to overcome her sinfulnesses through good deeds.

او سعی کرد از طریق اعمال خوب بر گناهکاری‌های خود غلبه کند.

they believe that acknowledging sinfulnesses is the first step to redemption.

آنها معتقدند که پذیرش گناهکاری‌ها اولین قدم برای رستگاری است.

his sinfulnesses were laid bare during the trial.

گناهکاری‌های او در طول محاکمه آشکار شد.

many people struggle with their own sinfulnesses.

بسیاری از مردم با گناهکاری‌های خود دست و پنجه نرم می‌کنند.

she wrote a book about the sinfulnesses of human nature.

او کتابی در مورد گناهکاری‌های طبیعت انسان نوشت.

understanding our sinfulnesses can lead to personal growth.

درک گناهکاری‌های ما می‌تواند منجر به رشد شخصی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید