sinkage

[ایالات متحده]/ˈsɪŋkɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈsɪŋkeɪdʒ/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند غرق شدن؛ درجه‌ای که چیزی غرق می‌شود؛ یک منطقه پست

عبارات و ترکیب‌ها

ground sinkage

فرونشست زمین

soil sinkage

فرونشست خاک

sinkage issues

مشکلات فرونشست

excessive sinkage

فرونشست بیش از حد

sinkage measurement

اندازه گیری فرونشست

sinkage analysis

تجزیه و تحلیل فرونشست

sinkage rate

نرخ فرونشست

sinkage prevention

جلوگیری از فرونشست

sinkage control

کنترل فرونشست

sinkage testing

آزمایش فرونشست

جملات نمونه

the sinkage of the ground caused several problems for the construction project.

فرو نشست زمین باعث ایجاد مشکلات متعددی برای پروژه ساختمانی شد.

we need to measure the sinkage regularly to ensure safety.

ما باید به طور منظم میزان نشست را اندازه گیری کنیم تا از ایمنی اطمینان حاصل کنیم.

sinkage in the pavement can lead to accidents.

نشست در پیاده رو می تواند منجر به تصادفات شود.

the engineers are studying the sinkage patterns in the area.

مهندسان الگوهای نشست در منطقه را مطالعه می کنند.

excessive sinkage can indicate underlying issues.

نشست بیش از حد می تواند نشان دهنده مشکلات اساسی باشد.

they installed sensors to monitor sinkage over time.

آنها سنسورهایی را برای نظارت بر نشست در طول زمان نصب کردند.

sinkage rates vary depending on soil type.

نرخ نشست بسته به نوع خاک متفاوت است.

the sinkage was more severe than anticipated.

میزان نشست بیشتر از حد انتظار بود.

addressing sinkage issues is crucial for infrastructure stability.

رسیدگی به مشکلات نشست برای پایداری زیرساخت ها بسیار مهم است.

they reported significant sinkage in the old building.

آنها گزارش کردند که نشست قابل توجهی در ساختمان قدیمی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید