sinlessly

[ایالات متحده]/ˈsɪn.ləs.li/
[بریتانیا]/ˈsɪn.ləs.li/

ترجمه

adv. به طرز بدون گناه

عبارات و ترکیب‌ها

sinlessly pure

بی‌گناهانه پاک

sinlessly innocent

بی‌گناهانه معصوم

sinlessly good

بی‌گناهانه خوب

sinlessly perfect

بی‌گناهانه بی‌نقص

sinlessly clean

بی‌گناهانه تمیز

sinlessly happy

بی‌گناهانه خوشحال

sinlessly bright

بی‌گناهانه درخشان

sinlessly free

بی‌گناهانه آزاد

sinlessly simple

بی‌گناهانه ساده

sinlessly true

بی‌گناهانه درست

جملات نمونه

she lived sinlessly, always helping others in need.

او بدون گناه زندگی می‌کرد، همیشه به دیگران نیازمند کمک می‌رسید.

he approached his work sinlessly, ensuring every detail was perfect.

او با بی‌گناهی به کار خود پرداخت و اطمینان حاصل کرد که همه جزئیات بی‌نقص باشند.

they believed in a sinlessly pure existence.

آنها به یک وجود پاک و بی‌گناه باور داشتند.

she spoke sinlessly, never uttering a harsh word.

او با بی‌گناهی صحبت می‌کرد، هرگز کلمه‌ای تند نمی‌گفت.

he sinlessly followed the rules and gained everyone's respect.

او قوانین را با بی‌گناهی رعایت کرد و احترام همه را به دست آورد.

living sinlessly is a goal for many spiritual seekers.

زندگی کردن بدون گناه، هدف بسیاری از طالبان معنوی است.

she tried to sinlessly navigate the complexities of life.

او سعی کرد تا با بی‌گناهی پیچیدگی‌های زندگی را پشت سر بگذارد.

he aimed to sinlessly contribute to society through his art.

او قصد داشت با بی‌گناهی از طریق هنر خود به جامعه کمک کند.

they lived sinlessly, free from guilt and regret.

آنها بدون گناه زندگی می‌کردند، بدون احساس گناه و پشیمانی.

she maintained sinlessly high standards in her work.

او استانداردهای بی‌نقص و بالایی را در کار خود حفظ می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید