absolute sinlessness
گناه نپذیرفتنی مطلق
divine sinlessness
بیگناهی الهی
complete sinlessness
بیگناهی کامل
true sinlessness
بیگناهی واقعی
moral sinlessness
بیگناهی اخلاقی
sinlessness ideal
ایدهآل بیگناهی
perceived sinlessness
بیگناهی درکشده
sinlessness concept
مفهوم بیگناهی
sinlessness state
حالت بیگناهی
sinlessness belief
باور به بیگناهی
her sinlessness was often admired by her peers.
بی گناهی او اغلب مورد تحسین همسالانش بود.
the concept of sinlessness is central to many religious beliefs.
مفهوم بی گناهی برای بسیاری از باورهای مذهبی بسیار مهم است.
he strived for a life of sinlessness and virtue.
او برای داشتن زندگی بی گناه و فضیلت تلاش کرد.
sinlessness is often viewed as an unattainable ideal.
بی گناهی اغلب به عنوان یک آرمان دست نیافتنی تلقی می شود.
many philosophers have debated the nature of sinlessness.
فلاسفه زیادی در مورد ماهیت بی گناهی بحث کرده اند.
in her eyes, sinlessness represented purity and innocence.
در نظر او، بی گناهی نشان دهنده پاکی و معصومیت بود.
he believed that sinlessness could lead to inner peace.
او معتقد بود که بی گناهی می تواند منجر به آرامش درونی شود.
sinlessness is often portrayed in literature as a noble pursuit.
بی گناهی اغلب در ادبیات به عنوان یک هدف نجیب به تصویر کشیده می شود.
the idea of sinlessness challenges our understanding of human nature.
ایده بی گناهی چالش هایی را برای درک ما از ماهیت انسان ایجاد می کند.
she sought sinlessness in her actions and thoughts.
او بی گناهی را در اعمال و افکار خود جستجو کرد.
absolute sinlessness
گناه نپذیرفتنی مطلق
divine sinlessness
بیگناهی الهی
complete sinlessness
بیگناهی کامل
true sinlessness
بیگناهی واقعی
moral sinlessness
بیگناهی اخلاقی
sinlessness ideal
ایدهآل بیگناهی
perceived sinlessness
بیگناهی درکشده
sinlessness concept
مفهوم بیگناهی
sinlessness state
حالت بیگناهی
sinlessness belief
باور به بیگناهی
her sinlessness was often admired by her peers.
بی گناهی او اغلب مورد تحسین همسالانش بود.
the concept of sinlessness is central to many religious beliefs.
مفهوم بی گناهی برای بسیاری از باورهای مذهبی بسیار مهم است.
he strived for a life of sinlessness and virtue.
او برای داشتن زندگی بی گناه و فضیلت تلاش کرد.
sinlessness is often viewed as an unattainable ideal.
بی گناهی اغلب به عنوان یک آرمان دست نیافتنی تلقی می شود.
many philosophers have debated the nature of sinlessness.
فلاسفه زیادی در مورد ماهیت بی گناهی بحث کرده اند.
in her eyes, sinlessness represented purity and innocence.
در نظر او، بی گناهی نشان دهنده پاکی و معصومیت بود.
he believed that sinlessness could lead to inner peace.
او معتقد بود که بی گناهی می تواند منجر به آرامش درونی شود.
sinlessness is often portrayed in literature as a noble pursuit.
بی گناهی اغلب در ادبیات به عنوان یک هدف نجیب به تصویر کشیده می شود.
the idea of sinlessness challenges our understanding of human nature.
ایده بی گناهی چالش هایی را برای درک ما از ماهیت انسان ایجاد می کند.
she sought sinlessness in her actions and thoughts.
او بی گناهی را در اعمال و افکار خود جستجو کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید