sissies

[ایالات متحده]/ˈsɪsiz/
[بریتانیا]/ˈsɪsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرد جبون یا زن صفت؛ یک مرد ضعیف یا بی‌اثر

عبارات و ترکیب‌ها

real sissies

سیس‌های واقعی

stop being sissies

دیگه مثل سیسی رفتار نکنید

sissies cry

سیس‌ها گریه می‌کنند

no sissies allowed

سیسی‌ها مجاز نیستند

sissies don't win

سیس‌ها برنده نمی‌شوند

sissies are weak

سیس‌ها ضعیف هستند

don't be sissies

مثل سیسی رفتار نکنید

sissies run away

سیس‌ها فرار می‌کنند

sissies complain

سیس‌ها شکایت می‌کنند

sissies give up

سیس‌ها تسلیم می‌شوند

جملات نمونه

don't be such sissies when it comes to trying new things.

وقتی صحبت از امتحان کردن چیزهای جدید می‌شود، آنقدرها هم ضعیف نباشید.

they called us sissies for not wanting to go camping.

آنها ما را ضعیف خطاب می‌کردند چون نمی‌خواستیم به کمپ‌گردی برویم.

real men don't act like sissies in tough situations.

مردان واقعی در شرایط سخت مثل افراد ضعیف رفتار نمی‌کنند.

some people think showing emotions makes you a sissy.

برخی افراد فکر می‌کنند نشان دادن احساسات شما را ضعیف می‌کند.

he used to be a sissy, but now he's very confident.

او قبلاً ضعیف بود، اما حالا بسیار با اعتماد به نفس است.

don't listen to them; they're just calling you sissies to tease.

به آنها گوش ندهید؛ آنها فقط شما را ضعیف خطاب می‌کنند تا شما را اذیت کنند.

in the face of danger, we can't afford to act like sissies.

در برابر خطر، نمی‌توانیم مثل افراد ضعیف رفتار کنیم.

they think we're sissies for staying indoors all weekend.

آنها فکر می‌کنند ما ضعیف هستیم چون آخر هفته در داخل خانه می‌مانیم.

it's not sissy to ask for help when you need it.

اینکه وقتی به آن نیاز دارید از دیگران کمک بخواهید، ضعف نیست.

she used to avoid confrontations, but now she refuses to be a sissy.

او قبلاً از درگیری‌ها اجتناب می‌کرد، اما اکنون از اینکه ضعیف باشد امتناع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید