sitting-room

[ایالات متحده]/ˈsɪtɪŋˌruːm/
[بریتانیا]/ˈsɪtɪŋˌrum/

ترجمه

n. فضایی در خانه برای نشستن و استراحت (n.a room in a house used for sitting and relaxing)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sitting-room window

پنجره اتاق نشیمن

in the sitting-room

در اتاق نشیمن

small sitting-room

اتاق نشیمن کوچک

sitting-room fire

شومینه اتاق نشیمن

decorated sitting-room

اتاق نشیمن تزئین شده

sitting-room furniture

مبلمان اتاق نشیمن

entering the sitting-room

وارد شدن به اتاق نشیمن

bright sitting-room

اتاق نشیمن روشن

warm sitting-room

اتاق نشیمن گرم

their sitting-room

اتاق نشیمن آنها

جملات نمونه

we spent the evening chatting in the sitting-room.

ما شام را با گپ و گفتن در اتاق نشیمن گذراندیم.

the antique furniture filled the cozy sitting-room.

وسایل قدیمی اتاق نشیمن دنج را پر کرده بودند.

she curled up with a book in the warm sitting-room.

او با یک کتاب در اتاق نشیمن گرم دراز کشید.

the children were playing games in the spacious sitting-room.

کودکان در حال بازی کردن در اتاق نشیمن بزرگ بودند.

he preferred to read the newspaper in the sitting-room.

او ترجیح می داد روزنامه را در اتاق نشیمن بخواند.

a roaring fire added warmth to the inviting sitting-room.

آتش سوزی به اتاق نشیمن دعوت کننده گرما بخشید.

the family gathered in the sitting-room for christmas.

خانواده برای کریسمس در اتاق نشیمن جمع شدند.

she redecorated the sitting-room in a modern style.

او اتاق نشیمن را به سبک مدرن دوباره طراحی کرد.

the cat was sleeping peacefully in the sunny sitting-room.

گربه به آرامی در اتاق نشیمن آفتابی می خوابید.

we enjoyed a cup of tea in the comfortable sitting-room.

ما از یک فنجان چای در اتاق نشیمن راحت لذت بردیم.

the view from the sitting-room was breathtaking.

منظره از اتاق نشیمن خیره کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید