calibrating instruments
کالیبراسیون دستگاهها
calibrating sensors
کالیبراسیون حسگرها
calibrating equipment
کالیبراسیون تجهیزات
calibrating software
کالیبراسیون نرمافزار
calibrating systems
کالیبراسیون سیستمها
calibrating tools
کالیبراسیون ابزارها
calibrating pressure
کالیبراسیون فشار
calibrating values
کالیبراسیون مقادیر
calibrating devices
کالیبراسیون دستگاهها
calibrating measurements
کالیبراسیون اندازهگیریها
calibrating the equipment is essential for accurate measurements.
کالیبره کردن تجهیزات برای انجام دقیق اندازهگیریها ضروری است.
the technician is calibrating the sensors to improve performance.
تکنسین در حال کالیبره کردن سنسورها برای بهبود عملکرد است.
we spent the morning calibrating the new software.
ما صبح را صرف کالیبره کردن نرمافزار جدید کردیم.
calibrating the instruments ensures reliable data collection.
کالیبره کردن دستگاهها، جمعآوری دادههای قابل اعتماد را تضمین میکند.
he is responsible for calibrating the measuring devices.
او مسئولیت کالیبره کردن دستگاههای اندازهگیری را بر عهده دارد.
before starting the experiment, calibrating the tools is necessary.
قبل از شروع آزمایش، کالیبره کردن ابزارها ضروری است.
they are calibrating the system to enhance its accuracy.
آنها در حال کالیبره کردن سیستم برای افزایش دقت آن هستند.
the process of calibrating requires careful attention to detail.
فرآیند کالیبره کردن نیاز به توجه دقیق به جزئیات دارد.
calibrating the pressure gauge took longer than expected.
کالیبره کردن فشارسنج بیشتر از حد انتظار طول کشید.
she is calibrating the camera settings for the best results.
او در حال کالیبره کردن تنظیمات دوربین برای بهترین نتیجه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید