sizzler

[ایالات متحده]/ˈsɪzlə/
[بریتانیا]/ˈsɪzlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی بسیار داغ؛ هوای گرم

عبارات و ترکیب‌ها

sizzler steak

استیک sizzler

sizzler platter

سینی sizzler

sizzler meal

وعده غذایی sizzler

sizzler restaurant

رستوران sizzler

sizzler sauce

سس sizzler

sizzler special

پیشنهاد ویژه sizzler

sizzler combo

سِت غذایی sizzler

sizzler burger

برگر sizzler

sizzler fries

سیب زمینی سرخ کرده sizzler

sizzler salad

سالاد sizzler

جملات نمونه

the sizzler was the highlight of the dinner.

سایزلر برجسته‌ترین بخش شام بود.

i ordered a steak sizzler with extra toppings.

من یک سایزلر استیک با مواد اضافی سفارش دادم.

the sizzler arrived at our table, steaming hot.

سایزلر در حالی که بخار از آن بلند می‌شد به میز ما رسید.

she loves the sizzler because of its unique flavor.

او سایزلر را به دلیل طعم منحصر به فردش دوست دارد.

we shared a seafood sizzler for dinner.

ما شام را با یک سایزلر دریایی تقسیم کردیم.

the sizzler is best enjoyed with friends.

بهتر است سایزلر را با دوستان نوشید.

he recommended the chicken sizzler from the menu.

او سایزلر مرغ را از منوی غذا پیشنهاد کرد.

every bite of the sizzler was delicious.

هر لقمه از سایزلر خوشمزه بود.

they serve a vegetarian sizzler that is quite popular.

آنها یک سایزلر گیاهی ارائه می دهند که بسیار محبوب است.

the sizzler came with a side of grilled vegetables.

سایزلر با یک کنار سبزیجات گریل شده سرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید