skerrick

[ایالات متحده]/ˈskɛrɪk/
[بریتانیا]/ˈskɛrɪk/

ترجمه

n. مقدار کوچک، کمی

عبارات و ترکیب‌ها

not a skerrick

هیچ ذره‌ای

skerrick of hope

ذره‌ای امید

skerrick of truth

ذره‌ای حقیقت

skerrick of food

ذره‌ای غذا

skerrick of evidence

ذره‌ای مدرک

skerrick of time

ذره‌ای زمان

skerrick of cash

ذره‌ای پول

skerrick of sense

ذره‌ای عقل

skerrick of luck

ذره‌ای شانس

جملات نمونه

there isn't a skerrick of doubt in my mind.

هیچ ذره تردیدی در ذهنم نیست.

he didn't leave a skerrick of food on his plate.

او حتی یک ذره هم غذا در بشقاب خود باقی نگذاشت.

not a skerrick of evidence was found at the scene.

هیچ ذره ای مدرک در صحنه پیدا نشد.

she felt not a skerrick of remorse for her actions.

او حتی ذره ای پشیمانی برای اعمالش احساس نکرد.

there wasn't a skerrick of wind on that calm day.

در آن روز آرام، حتی ذره ای باد وجود نداشت.

he couldn't spare a skerrick of time for his hobbies.

او حتی ذره ای وقت برای سرگرمی هایش نداشت.

she didn't have a skerrick of patience left.

او دیگر حتی ذره ای صبر نداشت.

there was not a skerrick of sense in his argument.

هیچ ذره ای منطق در استدلال او وجود نداشت.

he didn't feel a skerrick of fear during the storm.

او در طول طوفان حتی ذره ای ترس احساس نکرد.

she managed to save a skerrick of money each month.

او توانست هر ماه ذره ای پول پس انداز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید