ski-doo trip
سفر اسکیدو
riding a ski-doo
رانندگی با اسکیدو
new ski-doo
اسکیدو جدید
ski-doo season
فصل اسکیدو
my ski-doo
اسکیدو من
ski-doo racing
مسابقات اسکیدو
ski-doo trails
مسیرهای اسکیدو
took a ski-doo
یک اسکیدو گرفتم
ski-doo repair
تعمیر اسکیدو
ski-doo parts
قطعات اسکیدو
we rented a ski-doo for the weekend and explored the backcountry.
ما یک اسکیدو برای آخر هفته اجاره کردیم و مناطق دورافتاده را کاوش کردیم.
the ski-doo's powerful engine easily navigated the deep snow.
موتور قدرتمند اسکیدو به راحتی از میان برف عمیق عبور کرد.
he's an experienced ski-doo rider and knows the trails well.
او یک راننده اسکیدو با تجربه است و مسیرها را به خوبی میشناسد.
remember to wear a helmet when riding a ski-doo in the mountains.
هنگام رانندگی با اسکیدو در کوهها، حتماً کلاه ایمنی بپوشید.
the ski-doo tour was a thrilling way to see the winter landscape.
تور اسکیدو راهی هیجانانگیز برای دیدن مناظر زمستانی بود.
we packed extra fuel for the ski-doo trip across the frozen lake.
ما سوخت اضافی برای سفر اسکیدو از میان دریاچه یخزده بر داشتیم.
the ski-doo's suspension absorbed the bumps on the rough terrain.
سیستم تعلیق اسکیدو به خوبی ضربات را در مسیرهای ناهموار جذب میکرد.
she learned to operate a ski-doo during her winter vacation.
او در تعطیلات زمستانی خود یاد گرفت که چگونه یک اسکیدو را کار کند.
the ski-doo's warm seat was a welcome feature in the freezing temperatures.
صندلی گرم اسکیدو در هوای سرد یک ویژگی خوشایند بود.
they planned a long ski-doo expedition into the wilderness.
آنها یک سفر طولانی با اسکیدو به دل طبیعت برنامهریزی کردند.
maintaining the ski-doo is crucial for safe and reliable operation.
نگهداری از اسکیدو برای عملکرد ایمن و قابل اعتماد بسیار مهم است.
ski-doo trip
سفر اسکیدو
riding a ski-doo
رانندگی با اسکیدو
new ski-doo
اسکیدو جدید
ski-doo season
فصل اسکیدو
my ski-doo
اسکیدو من
ski-doo racing
مسابقات اسکیدو
ski-doo trails
مسیرهای اسکیدو
took a ski-doo
یک اسکیدو گرفتم
ski-doo repair
تعمیر اسکیدو
ski-doo parts
قطعات اسکیدو
we rented a ski-doo for the weekend and explored the backcountry.
ما یک اسکیدو برای آخر هفته اجاره کردیم و مناطق دورافتاده را کاوش کردیم.
the ski-doo's powerful engine easily navigated the deep snow.
موتور قدرتمند اسکیدو به راحتی از میان برف عمیق عبور کرد.
he's an experienced ski-doo rider and knows the trails well.
او یک راننده اسکیدو با تجربه است و مسیرها را به خوبی میشناسد.
remember to wear a helmet when riding a ski-doo in the mountains.
هنگام رانندگی با اسکیدو در کوهها، حتماً کلاه ایمنی بپوشید.
the ski-doo tour was a thrilling way to see the winter landscape.
تور اسکیدو راهی هیجانانگیز برای دیدن مناظر زمستانی بود.
we packed extra fuel for the ski-doo trip across the frozen lake.
ما سوخت اضافی برای سفر اسکیدو از میان دریاچه یخزده بر داشتیم.
the ski-doo's suspension absorbed the bumps on the rough terrain.
سیستم تعلیق اسکیدو به خوبی ضربات را در مسیرهای ناهموار جذب میکرد.
she learned to operate a ski-doo during her winter vacation.
او در تعطیلات زمستانی خود یاد گرفت که چگونه یک اسکیدو را کار کند.
the ski-doo's warm seat was a welcome feature in the freezing temperatures.
صندلی گرم اسکیدو در هوای سرد یک ویژگی خوشایند بود.
they planned a long ski-doo expedition into the wilderness.
آنها یک سفر طولانی با اسکیدو به دل طبیعت برنامهریزی کردند.
maintaining the ski-doo is crucial for safe and reliable operation.
نگهداری از اسکیدو برای عملکرد ایمن و قابل اعتماد بسیار مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید