skilfulness

[ایالات متحده]/ˈskɪl.fəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈskɪl.fəl.nəs/

ترجمه

n. توانایی انجام چیزی به خوبی

عبارات و ترکیب‌ها

great skilfulness

مهارت فوق العاده

remarkable skilfulness

مهارت قابل توجه

technical skilfulness

مهارت فنی

artistic skilfulness

مهارت هنری

skilfulness in sports

مهارت در ورزش

skilfulness in cooking

مهارت در آشپزی

skilfulness at work

مهارت در کار

skilfulness in negotiation

مهارت در مذاکره

skilfulness in art

مهارت در هنر

skilfulness in writing

مهارت در نویسندگی

جملات نمونه

his skilfulness in painting is truly remarkable.

مهارت او در نقاشی واقعاً قابل توجه است.

she demonstrated her skilfulness during the performance.

او مهارت خود را در طول اجرا نشان داد.

skilfulness in negotiation can lead to better deals.

مهارت در مذاکره می تواند منجر به معاملات بهتر شود.

his skilfulness as a chef earned him a michelin star.

مهارت او به عنوان یک سرآشپز باعث شد که یک ستاره میشلن دریافت کند.

skilfulness in sports requires both practice and dedication.

مهارت در ورزش هم به تمرین و هم به تعهد نیاز دارد.

her skilfulness in managing the team was impressive.

مهارت او در مدیریت تیم بسیار چشمگیر بود.

skilfulness in crafting can create beautiful pieces.

مهارت در ساختن می تواند قطعات زیبا ایجاد کند.

he showed great skilfulness in solving complex problems.

او مهارت زیادی در حل مشکلات پیچیده نشان داد.

skilfulness in communication is essential for success.

مهارت در برقراری ارتباط برای موفقیت ضروری است.

her skilfulness with languages allows her to translate easily.

مهارت او در زبان ها به او اجازه می دهد تا به راحتی ترجمه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید