skimmers

[ایالات متحده]/'skɪmə/
[بریتانیا]/'skɪmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای کف‌برداری؛ نوعی پرنده دریایی؛ وسیله‌ای برای برداشتن کف

عبارات و ترکیب‌ها

oil skimmer

صافی روغن

pool skimmer

صافی استخر

جملات نمونه

The chef used a skimmer to remove the foam from the soup.

سرآشپز از یک اسکیمر برای برداشتن کف از سوپ استفاده کرد.

I need to buy a new skimmer for the pool.

من نیاز دارم یک اسکیمر جدید برای استخر بخرم.

The skimmer is a useful tool for cleaning up oil spills.

اسکیمر یک ابزار مفید برای پاک کردن نشت های روغن است.

He used a skimmer to collect the leaves from the swimming pool.

او از یک اسکیمر برای جمع آوری برگ ها از استخر استفاده کرد.

The skimmer glided effortlessly across the surface of the water.

اسکیمر به راحتی روی سطح آب سر خورد.

I prefer using a skimmer to remove debris from the pond.

من ترجیح می دهم از یک اسکیمر برای برداشتن زباله ها از برکه استفاده کنم.

The skimmer quickly and efficiently removes impurities from the liquid.

اسکیمر به سرعت و به طور موثر ناخالصی ها را از مایع جدا می کند.

The skimmer is an essential tool for maintaining a clean swimming pool.

اسکیمر یک ابزار ضروری برای حفظ تمیزی استخر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید