skimpiest

[ایالات متحده]/'skɪmpɪ/
[بریتانیا]/ˈskɪmpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناکافی؛ خسیس.

عبارات و ترکیب‌ها

skimpy outfit

لباس نامناسب

skimpy bikini

بیکینی نامناسب

skimpy clothing

لباس نامناسب

skimpy swimsuit

لباس شنای نامناسب

جملات نمونه

a skimpy bikini bottom.

شلوار بیکینی کوتاه

the skimpy manual isn't much help for beginners.

این راهنمای مختصر برای مبتدیان خیلی مفید نیست.

The skimpy rug barely covers the floor.

فرش نازک به سختی کف را پوشش می دهد.

a skimpy meal.See Synonyms at meager

یک وعده غذایی کم‌مصرف. برای یافتن مترادف‌ها به meager مراجعه کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید