skived

[ایالات متحده]/skaɪvd/
[بریتانیا]/skaɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غیبت کردن از کار یا مدرسه بدون اجازه

عبارات و ترکیب‌ها

skived off

غایب شدم

skived school

غایب مدرسه بودم

skived class

غایب کلاس بودم

skived work

غایب از کار بودم

skived meeting

غایب از جلسه بودم

skived duty

غایب از وظیفه بودم

skived off early

زودتر غایب شدم

skived the exam

غایب امتحان بودم

skived out

بیرون رفتم و غایب شدم

skived away

دور شدم و غایب شدم

جملات نمونه

he skived off school to go to the concert.

او برای رفتن به کنسرت از مدرسه غیبت کرد.

she skived work to spend time with her friends.

او برای گذراندن وقت با دوستانش از سر کار غیبت کرد.

they skived the meeting to watch the game.

آنها برای تماشای مسابقه از جلسه غیبت کردند.

he often skived during the last week of school.

او اغلب در هفته آخر مدرسه غیبت می‌کرد.

she skived off her responsibilities to relax at home.

او برای استراحت در خانه از مسئولیت‌های خود غیبت کرد.

they skived off the project deadline.

آنها مهلت تحویل پروژه را نادیده گرفتند.

she skived from her chores to watch tv.

او برای تماشای تلویزیون از انجام کارهای خانه خود غیبت کرد.

he skived off the gym for a week.

او برای یک هفته از باشگاه ورزشی غیبت کرد.

she skived off her studies to hang out with friends.

او برای گذراندن وقت با دوستانش از تحصیلات خود غیبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید