skivvy

[ایالات متحده]/'skɪvɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدمتکار؛ لباس زیر
vi. انجام کارهای خفیف.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریskivvying
جمعskivvies

جملات نمونه

She refused to skivvy for the whole family.

او از انجام کارهای دستی برای کل خانواده امتناع کرد.

'Go as a skivvy,' Joe interpolated laconically.

'همان‌طور که یک خدمتکار برو،' جو به طور مختصر گفت.

From Marilyn to Britney, many stars have stripped down to their skivvies on the big screen. Check out our favorites.

از مریلین تا بریتینی، بسیاری از ستاره‌ها در پرده‌ی نقره‌ای لباس‌های ساده‌ی خود را پوشیده‌اند. مورد علاقه ما را ببینید.

She works as a skivvy in a wealthy household.

او به عنوان یک خدمتکار در یک خانواده ثروتمند کار می‌کند.

The skivvy was responsible for cleaning and cooking.

خدمتکار مسئولیت نظافت و آشپزی را بر عهده داشت.

I don't want to be treated like a skivvy.

من نمی‌خواهم مثل یک خدمتکار رفتار شوم.

Being a skivvy is hard work.

خدمتکار بودن کار سختی است.

The skivvy ironed the clothes and made the beds.

خدمتکار لباس‌ها را اتو می‌کرد و تخت‌ها را چید.

She felt trapped in the role of a skivvy.

او در نقش یک خدمتکار احساس گرفتگی می‌کرد.

The skivvy was always busy with household chores.

خدمتکار همیشه با کارهای خانه مشغول بود.

He treated his employees like skivvies, expecting them to work long hours for low pay.

او با انتظار از آنها برای کار کردن ساعت‌های طولانی با حقوق کم، با کارکنان خود مانند خدمتکاران رفتار می‌کرد.

The skivvy was exhausted after a long day of work.

خدمتکار بعد از یک روز طولانی کار، خسته شده بود.

She dreamed of escaping her life as a skivvy and pursuing her passion.

او رویای رهایی از زندگی‌اش به عنوان یک خدمتکار و دنبال کردن اشتیاق خود را داشت.

نمونه‌های واقعی

A skivvy. What else, maybe like a turtleneck?

حوله. نه، شاید مثل یقه آستین‌دار؟

منبع: Emma's delicious English

All the same, there is a peculiar fascination about the old order, with its skivvies and tweenies and gentlemen's gentlemen.

با این حال، علاقه عجیبی به نظم قدیمی وجود دارد، با لباس‌های زیر و لباس‌های بینابینی و خدمتکاران آقایان.

منبع: The Economist - Arts

I have marathon skivvies that have withstood 26.2 miles on two different continents.

من لباس‌های زیر دویدن دو استقامت دارم که توانسته‌اند 42.2 کیلومتر را در دو قاره مختلف تحمل کنند.

منبع: Workplace Self-Improvement Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید