skulked

[ایالات متحده]/skʌlkt/
[بریتانیا]/skʌlkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته skulk; به طور پنهانی یا مخفیانه حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

skulked away

به صورت پنهانی دور شد

skulked in shadows

در سایه‌ها پنهان شد

skulked around

در اطراف پنهان شد

skulked behind

پنهان شد پشت

skulked off

به طور پنهانی رفت

skulked in silence

در سکوت پنهان شد

skulked through

از میان پنهان عبور کرد

skulked away quietly

به طور پنهانی و آرام دور شد

skulked near

نزدیک پنهان شد

skulked in fear

از ترس پنهان شد

جملات نمونه

the cat skulked around the garden, looking for a place to hide.

گربه در باغ چرخید و به دنبال مکانی برای پنهان شدن بود.

he skulked in the shadows, waiting for the right moment to strike.

او در سایه‌ها چرخید و منتظر زمان مناسب برای حمله بود.

the thief skulked away after stealing the wallet.

سارق پس از سرقت کیف پول، دور شد.

they skulked behind the bushes, trying to avoid being seen.

آن‌ها پشت بوته‌ها پنهان شدند و سعی کردند از دیدن شدن خودداری کنند.

she skulked around the corner, hoping to overhear their conversation.

او دور پیچ چرخید و امیدوار بود صحبت‌هایشان را بشنود.

the dog skulked back to its owner after being scolded.

سگ پس از اینکه سرزنش شد، به سمت صاحبش بازگشت.

he skulked through the alley, avoiding the main street.

او از طریق کوچه رفت و از خیابان اصلی دوری کرد.

they skulked in the dark, planning their next move.

آن‌ها در تاریکی پنهان شدند و در حال برنامه‌ریزی برای حرکت بعدی خود بودند.

the children skulked around the playground, looking for adventure.

کودکان در زمین بازی چرخیدند و به دنبال ماجراجویی بودند.

she skulked away from the party, feeling out of place.

او از مهمانی دور شد و احساس کرد که جای او نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید