cowered

[ایالات متحده]/ˈkaʊəd/
[بریتانیا]/ˈkaʊərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته cower

عبارات و ترکیب‌ها

cowered in fear

ترسیده در ترس

cowered away

دور شد و ترسید

cowered before danger

در برابر خطر ترسید

cowered in shame

در شرمساری پنهان شد

cowered under pressure

تحت فشار پنهان شد

cowered at night

در شب پنهان شد

cowered in silence

در سکوت پنهان شد

جملات نمونه

the dog cowered in fear during the thunderstorm.

سگ در طول طوفان، از ترس کنار کشید.

she cowered behind her mother when the stranger approached.

وقتی غریبه نزدیک شد، او پشت مادرش کنار کشید.

the child cowered under the bed during the loud noise.

در حین صدای بلند، کودک زیر تخت کنار کشید.

he cowered away from the aggressive dog.

او از سگ تهاجمی کنار کشید.

the cat cowered when the vacuum cleaner was turned on.

وقتی جاروبرقی روشن شد، گربه کنار کشید.

they cowered in the corner, afraid of the storm.

آنها از ترس طوفان در گوشه کنار کشیدند.

he cowered at the thought of speaking in public.

او با فکر صحبت کردن در جمع کنار کشید.

the rabbit cowered when it saw the hawk overhead.

وقتی شاهین را بالای سر دید، خرگوش کنار کشید.

she cowered in the corner, overwhelmed by anxiety.

او در گوشه کنار کشید، در اثر اضطراب دست و پا چلفتی شد.

the soldiers cowered as the enemy approached.

وقتی دشمن نزدیک شد، سربازان کنار کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید